درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا

جناب مهندس

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر:


امیدوارم حال همه شما خوب باشد حال من هم به حمدالله خوب است. این بحث می‌شود یاد بهروز وثوقی می‌افتم در فیلم گوزن‌ها یا گو، زن‌ها. گو، زن؛ آن تیغی هست که به خشخاش می‌زنند، پنج، شش تا سر دارد آن را می‌گویند، گو، زن. در آنجا خوب بهروز وثوقی مصرف‌کننده‌ای بود که هروئین مصرف می‌کرد. لات بود در جنوب شهر و بدنام زندگی می‌کرد، صحبت می‌کرد می‌گفت که آیا به من یاد دادید که من یاد نگرفتم؟! می‌گفت من چه اشتباهی کردم در محله بدنام و خلاف و چاقوکشی و این چیزها، آیا کسی آمد به من فرانسه یاد بدهد که من یاد نگرفتم؟! آیا کسی آمد به من پیانو یاد بدهد، کسی به من درس یاد بدهد، کسی آمد به من مطلب یاد بدهد که من یاد نگرفتم؟! ما واقعاً یاد نگرفتیم؛ بعضی‌اوقات وقت‌شناسی را بزرگان و اندیشمندان جامعه ما بلد نیستند، حتی در حد وزیر و وکیل؛ جلسه ساعت 9 شروع می‌شود، آقای وزیر ساعت 11 می‌آید. مثلاً می‌گویم، خود ما قرار ملاقات داریم برایمان مهم نیست، می‌گوییم 9 می‌آییم، 5/9 می‌رویم، می‌گوید همایش ساعت 10 شروع می‌شود، 5/10 می‌رویم. می‌گویند جلسه 12 تا 2 هست، جلسه ساعت 1 شروع می‌شود تا 4 بعدازظهر حتی این‌ها را آموزش ندیدیم. انسان به‌طورکلی یک موجود خوب و نازنینی است در کل. اگر انسان‌ها بد هستند و آزار می‌رسانند، به خاطر این است که آموزش ندیدند و بلد نیستند. بلد بودن هم به حرف نیست؛ مسعود گفت، دانایی به حرف نیست، تجربه می‌خواهد، تفکر را هم می‌خواهد، آموزش را هم می‌خواهد؛ بنابراین ما نیاز داریم به این‌ها. خوب می‌بینیم الآن این بچه‌ها دو هزار نفر دارند بازی می‌کنند؛ شما یک پارک معمولی بروید، چندین برخورد و دعوا و درگیری می‌بینید، چندین مسئله می‌بینید. ما الآن 14، 15 سال هستیم اینجا اتفاقی نمی‌افتد، کسی باکسی درگیر نمی‌شود، صدای کسی بالا نمی‌رود، خانواده‌ها، خانم‌ها در امنیت هستند، به خاطر این است که یاد گرفتند و آموزش دیدند و یاد می‌گیرند. پس هر انسانی اگر یاد بگیرد امکان ندارد بدی کند، امکان ندارد خیانت کند، اگر بدی می‌کند، اگر خیانت می‌کند همه بر مبنای جهل انسان‌ها است، اگر این برطرف بشود ما مشکلی نخواهیم داشت؛ بنابراین ما باید آموزش می‌دادیم افراد را. ما در هفته قبل که لژیون مالی بود، در کنگره 60، این حرف این‌قدر عجیب است مثل‌اینکه بگوییم جزء عجایب هفت‌گانه دنیا  که داریم، این می‌شود عجایب هشت‌گانه دنیا؛ ما در هفته لژیون مالی نزدیک به 10 میلیارد تومان پول جمع کردیم که 8 میلیارد تومان آن نقدی پرداخت شده و دو میلیارد تومان آن چکی است. خوب کجای جامعه دیدید که مصرف‌کننده مواد مخدر چنین پولی را بدهند. یک میلیارد تومان خیلی پول است؛ گرچه ما مسائل 3 میلیارد تومان و 5 میلیارد تومان داریم، کاری به آن‌ها نداریم ولی زیاد است. آقای کرباسچی می‌گفت برای اینکه بدانید یک میلیارد تومان چقدر است، آن اوایل که شهردار شده بود، گفت از زمان رسول خدا تا اکنون یک میلیارد دقیقه نشده، از زمان مبعث رسول خدا تا امروز 670 یا 680 میلیون دقیقه شده، هنوز یک میلیارد دقیقه نشده. یک میلیارد تومان یعنی اگر هزار نفر یک‌میلیون تومان بدهند می‌شود یک میلیارد تومان، ده هزار نفر اگر هر نفر یک‌میلیون تومان بدهند می‌شود ده میلیارد تومان، این‌ها در پرتو چیست؟! فقط در پرتو آن آموزش‌های صحیح است. ما بیشتر از هفتاد هزار نفر هستیم در سراسر کشور باید همه را تحت پوشش یک نوع آموزش قرار می‌دادم، الآن ما نمی‌توانیم بگوییم بچه‌های بوشهر بیشتر باسواد هستند یا آکادمی تهران. یک موقع می‌بینید که دورافتاده‌ترین شهرستان‌های ما خیلی باسوادتر و آگاه‌تر از بچه‌های خود مرکز در تهران هستند.

خوب این‌ها همه در پرتو آن آموزش‌هایی است که در سی‌دی‌ها داده می‌شود. شما دانشگاه می‌روید می‌خواهید درس بخوانید کلی کتاب دارید، ما هم کلی درس داریم، کتاب داریم، مشق داریم، اگرنه نمی‌توانیم، بنابراین نقش این‌ها بر عهده سی‌دی‌ها است. ما نزدیک به هفتاد هزار، هشتاد هزار سی دی داریم، چندین سیستم هست که دارد این‌ها را تولید می‌کند؛ می‌بینید از شنبه شروع می‌شود، دوشنبه همه کارتون‌ها زده می‌شود با اتوبوس به سمت شهرستان‌ها می‌رود و قبل از هفته تمام این سی‌دی‌ها به شهرستان‌ها می‌رود و منابع مختلفی، جهت‌های مختلفی به این‌ها آموزش داده می‌شود و من در کنگره می‌گویم در مثال مناقشه نیست، درست مثل فیلبانی که با یک چکش چوبی بزرگ ایستاده بالای سر فیل که چپ برو، راست برو. ما این آموزش‌ها را در کنگره داریم و همه دارند از آن استفاده می‌کنند و اصولاً بچه‌های کنگره 60 اهلی می‌شوند. شما می‌گویید، مگر مردم بیرون وحشی‌اند، بله 90 درصد آن‌ها وحشی هستند، با کوچک‌ترین حرفی به شما پرخاش می‌کنند، اصلاً آداب معاشرت بلد نیستند، من هرکدام از بچه‌های کنگره 60 وارد اتاق من می‌شوند، می‌ایستند تا من اجازه ندهم نمی‌نشینند، ولی هر کس از بیرون می‌آید همین‌طور صندلی را می‌کشد، می‌نشیند برای خودش. با وضعیت ناجوری هم می‌نشیند، خوب برای اینکه آموزش ندیدند که ما در سی دی می‌گوییم که اگر اداره‌ای، مطبی، هر جا می‌روی تا وقتی به شما اجازه ندادند حق نشستن ندارید. باید آن شخص به شما اجازه بدهد که شما بنشینید. می‌گوییم وقتی‌که سوار تاکسی می‌شوی اول شما باید سلام کنید، وقتی کسی وارد یک مکانی می‌شود آن شخص باید سلام کند حالا 70 سال یا 80 سالش باشد، وارد اتاقی می‌شود او باید سلام کند، وارد تاکسی می‌شود، او باید سلام کند، وارد خانه می‌شود او باید سلام کند، حتی این قوانین خیلی ساده و پیش‌پاافتاده و خوشبختانه، سی‌دی‌ها آمد کار ما خیلی راحت شد، قبلاً این نوارهای کاست بود، چندین دستگاه ضبط‌صوت داشتیم هر نوار باید می‌نشستیم نیم ساعت، یک ساعت تا پر می‌شد، ضبط می‌شد. سی‌دی‌ها آمد کار خیلی خیلی راحت شد. خوشبختانه در همین لژیون پزشکان دکتر محمد صالحی به ما پیشنهاد کرد که بیا این‌ها را ببریم روی اَپ؛ الآن داریم می‌بریم روی اَپ، کمک کرد، همکاری کرد و ما این‌ها را به‌زودی می‌بریم روی اَپ؛ یعنی شما روی موبایل خودتان می‌توانید سی دی را بگیرید و استفاده کنید و کار ما هم خیلی خیلی جلوتر افتاد و با تکنولوژی داریم می‌رویم جلو.

یک نکته من به شما بگویم، ما می‌خواهیم کلینیک‌ها قوی شوند، نیرومند شوند، برای این کار، دارند لژیون تشکیل می‌دهند؛ وقتی لژیون تشکیل می‌دهند ما می‌خواهیم بچه‌هایی که به رهایی می‌رسانند بچه‌های کلینیک باشند، کلینیک برایشان مهم باشد، جایگاه اصلی آن‌ها کلینیک باشد، جایگاه اصلی آن‌ها کنگره 60 نباشد؛ یعنی شما بیاورید در کلینیک و بعد بگویید برو کنگره 60، شماها کنگره 60 بیایید ولی بقیه را دعوت نکنید بیایند کنگره 60، چون کنگره 60 یک جایگاه خیلی بزرگ و وسیع مثل دریا می‌ماند و آنجا کوچک می‌ماند. بنابراین این‌ها باید در همان کلینیک آموزش ببینند، در کلینیک، آموزش‌های کنگره هست، کتاب کنگره هست، D.S.T هست، راهنما هست. منظورم این است آن‌ها باید وفادار و پایبند به کلینیک باشند. آن رهجوی کلینیک نباید بیاید پول بدهد برای لژیون مالی کنگره 60؛ باید برای خود کلینیک باشد، هر کاری می‌خواهد بکند باید برای خود کلینیک بکند، چون اگر کلینیک‌ها قوی شوند و نیرومند شوند ما افراد بیشتری به رهایی می‌رسانیم و بعد خود برگه رهایی را باید یواش‌یواش خود دکتر کلینیک امضاء کند. حالا می‌آورند امضاء می‌کنم روی چشمم انجام می‌دهم، هیچ مشکلی نیست ولی می‌خواهم کلینیک‌ها قوی شوند. امروز هشت‌ نفر رهایی داریم. هشت رهایی مال کلینیک است. کلینیک ساحل قزوین پنج‌ نفر رهایی آورده است، شوخی نیست، خیلی عالی است. کلینیک اندیشه نیک اصفهان است، یک رهایی آورده، کلینیک شفای سبز نارمک است یک رهایی آورده، کلینیک فرشته هم یک رهایی آورده؛ خوب خیلی خوب است، این‌ها محصول کلینیک هستند؛ این‌ها محصول کنگره 60 نیستند. من نمی‌خواهم این‌ها وفادار به کنگره 60 باشند. این‌ها باید وفادار به خود کلینیک باشند؛ یعنی خود کلینیک باید یک کنگره 60 کوچک شود. چون هدف ما رهایی انسان‌ها از دام اعتیاد است. باید موقعیت کلینیک‌ها را قوی کنیم. اگر کلینیک‌ها ازنظر مادی قوی شوند، روی پای خودشان بایستند می‌توانند خدمات بهتری ارائه بدهند. اگر کلینیک‌ها ازنظر مادی ضعیف باشند نمی‌توانند خدمات را ارائه بدهند، برای اینکه نیرومند شوند باید خود مسافرها به کلینیک‌ها کمک کنند. چون نیست که جراحی بکنند، پنج دقیقه بگویند 14 میلیون تومان بده، باید در ماه 100 هزار تومان، صد و پنجاه هزار تومان می‌خواهد بگیرد، بعد مسئله دیگری، از راه و اصول کنگره 60 کلینیک‌ها خارج نشوند. قوانین را ما گفتیم که کسی که در سفر اول است، اصلاً مسافرت نباید برود، خوب درست هم هست، خیلی‌ها هستند می‌خواستند بروند اربعین می‌گوییم نه نباید بروی، خیلی‌ها هستند می‌خواهند بروند حج تمتع می‌گوییم نه نباید بروی، می‌گویند مهندس، حج است، پنج سال است ثبت‌نام کردیم می‌گویم نه نباید بروید، گفتم مرد حسابی شما چطوری می‌خواهی بروی حج، شما چطور می‌خواهی به شیطان سنگ بزنی تو خودت مصرف‌کننده مواد مخدری، پیرو شیطانی، خوب بشو بعداً برو، کربلا می‌خواهی بروی، برو، ولی نه این‌طور که تریاک بخوری، شیره بخوری، ببری آخر، ما گفتیم نروند، یکی از کلینیک‌ها گفته بروند، به آن‌ها متادون هم داده گفته حالا آنجا نمی‌توانی شربت تریاک را ببری، بیا من به شما متادون می‌دهم که بروید. یا خارج از نوبت این کارها را انجام می‌دهد. خوب ما آن کلینیک‌ها را جمع می‌کنیم و برایشان مریض نمی‌فرستیم. خبرها به ما برسد، ما یواش‌یواش آن‌ها را حذف می‌کنیم. پس باید قوانین را خیلی محکم نگه داریم و همه ما باید سعی کنیم که کلینیک‌ها قوی شوند، راهنماها هم که به کلینیک می‌دهیم همین‌طور است؛ راهنماهایی که ما به کلینیک می‌دهیم باید کلینیک را قوی کنند باید تعصبشان نسبت به کلینیک باشد البته در صراط مستقیم در جهت مستقیم سعی کنند کلینیک را تقویت کنند. اگر کلینیک‌ها خواستند، احتیاج داشتند به راهنما، بگویند به قسمت‌ها، بنویسند و این کار را انجام بدهند. یکسری بچه‌ها هم داریم که ما هفت، هشت سال پیش گفتیم که بچه‌ها بروند روانشناسی بخوانند، یا مددکاری، رشته‌هایی که می‌خورد به اعتیاد. یکسری روانشناس ما داریم در خودمان، این هست که کلینیک‌ها نیاز به روان‌پزشک داشتند یا کادرهای پزشکی، بگویند ما خانم‌هایی داریم که رشته روانشناسی خوانده‌اند، آقایانی داریم که روانشناسی خوانده‌اند، اگر بخواهید می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید در کلینیک خودتان، هم روانشناس کلینیک شما بشوند هم راهنمای هم‌سفران شما؛ این‌ها هم در کنگره داریم که می‌آیند که بتوانید از این‌ها به‌عنوان نیروی خوب در سیستم خودتان استفاده کنید.

خوب امیدوارم که به رهایی بیشتری برسید، خوب حالا لژیون پزشکان دارد مسابقه می‌گذارد با آکادمی ما؛ مثلاً آکادمی، هفته پیش صد و هفت نفر رهایی مواد و سیگار داشتیم. اینجا هم دارد زیاد می‌شود.

کلینیک شفای سبز، نام دکتر، دکتر حمیدرضا فتحی، کمک راهنما و روانشناس، احسان و نام مسافر هم کامران، تشریف ببرند.

نفر بعدی از کلینیک اندیشه نیک اصفهان، خانم دکتر زهره، نام راهنما: مسعود نام مسافر: محمدرضا.

کلینیک خانم فرشته نام پزشک، دکتر فرشته نام راهنما: حسن بابایی نام مسافر: محمدرضا.

خوب این سه گروه تشریف ببرند بالا، از حالا شرکت تمام راهنمای همه کلینیک‌ها در لژیون پزشکان فعلاً به‌صورت خودمختار می‌گذارم.

سلام دوستان احسان هستم یک مسافر:

اول از جانب دکتر فتحی عذرخواهی می‌کنم ایشان پیام دادند که سرما خوردند. من کمک راهنما و روانشناس کلینیک شفای سبز هستم و امروز در خدمت شما هستم تا ورود کامران عزیز به سفر دوم را خدمت شما اعلام کنم، خیلی ممنون.

سلام دوستان کامران هستم یک مسافر:

تخریب دوازده سال، آخرین آنتی ایکس مصرف روزانه 40 سی‌سی شربت اوپیوم، مدت 11 ماه سفر کردم به روش D.S.T با داروی O.Tبه راهنمایی آقای احسان رنجبر. من غالب مصرفم تریاک بود از بیست‌وسه چهار سالگی من درگیر این مسئله بودم و اولین بار مراجعه کردم به بهزیستی و داروهای سم‌زدایی و یکسری داروهای خواب‌آور بود که خیلی تجربه تلخی بود و آخرین بار هم قبل از اینکه با کلینیک آقای رنجبر آشنا بشوم سم‌زدایی با یو آر دی را تجربه کردم که خیلی دردناک بود و من بعد از یو آر دی هفتادوسه روز مثل یک جسد روی تخت افتاده بودم و قدرت انجام هیچ کاری را نداشتم. زمانی که به کلینیک و خدمت آقای رنجبر رسیدم واقعاً توان نفس کشیدن نداشتم، خدا را شکر می‌کنم که الآن این لحظه را دارم تجربه می‌کنم.

 

سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر:

من هم از جانب دکتر صادقی عذرخواهی می‌کنم، ایشان مشکل کلیه داشتند، نتوانستند اینجا حاضر شوند؛ و من رهایی آقای محمدرضا را خدمت همه شما عزیزان، همین‌طور آقای مهندس، دیده‌بان‌های محترم و خانواده محترم ایشان تبریک می‌گویم و برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی می‌کنم ممنون.

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر:

آخرین آنتی ایکس مصرفی من تریاک مدت ده ماه است سفر می‌کنم به روش D.S.T با داروی O.T با راهنمای خوبم آقا مسعود و یک ساعت است که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستم. من از بیست‌وپنج‌سالگی مصرف تریاک را شروع کردم. از آقای مهندس خیلی تشکر می‌کنم و از کلینیک اندیشه نیک و از خانم دکتر صادقی و آقا مسعود گل. ممنون.

 سلام دوستان حسن هستم یک مسافر:

من تبریک می‌گویم این روز قشنگ را به محمدرضای عزیز به خانم دکتر صادقی و راهنمای خوبم آقا مسعود و تیم کلینیک که واقعاً زحمت می‌کشند متشکرم.

سلام دوستان فرشته هستم یک همسفر:

من واقعاً خدا را سپاس می‌گویم، من سال‌هاست منتظر دیدن این روزهای قشنگ بودم و یادم هست به آقای مهندس می‌گفتم من چکار کنم که این کار زودتر عملی شود و ایشان به من گفتند که شما فاکتور زمان را مثل‌اینکه اجرا نکردی، تو در جهت آن حرکت کن زمانش که برسد این اتفاق قشنگ می‌افتد و تو لحظات زیبا را احساس می‌کنی؛ و من چون یکشنبه‌ها کلاس همسفرها را من خودم برگزار می‌کنیم من پشت سر آقای مهندس می‌گویم که خدا را شکر که آقای مهندس دچار این چالش بزرگ شدند که مسیر زندگی ما مشخص بشود و من نوعی و افراد همسفر و مسافر بتوانیم یک مسیر جدیدی در زندگی یاد بگیریم بلکه بتوانیم کشورمان را بسازیم. من بازهم تشکر می‌کنم از اینکه آقای محمدرضا به درمان رسیدند، افتخار می‌کنم این همای سعادت است برای من و از کلینیک محترم خود تشکر می‌کنم مخصوصاً از جناب آقای بابایی بسیار بسیار وقت می‌گذارند و منظم و یکی از بهترین راهنمایان هستند، ممنون هستم از همه شما.

سلام دوستان محمدرضا هستم یک مسافر:

با شش سال تخریب وارد کلینیک فرشته شدم، آنتی ایکس مصرفی من تریاک بود، مدت یازده ماه و نیم به کمک راهنمای خوبم آقای بابایی سفر کردم به روش D.S.T و داروی درمان شربت O.T و شش روز است که رها هستم.

من در گذشته دور چهار سال مصرف تریاک داشتم و به روش خودم سیزده سال مصرف را کنار گذاشتم و مجدداً سه سال پیش بعد از سیزده سال مبتلا شدم و یک سال پیش که با کنگره آشنا شدم به فضل الهی و کمک شما توانستم آزاد و رها شوم؛ و از جناب آقای بابایی، از کلینیک محترم فرشته و خانم دکتر و شخص جنابعالی تشکر و تقدیر کنم.

 سلام دوستان نازنین هستم یک همسفر:

البته من پرستار و مدیریت کلینیک فرشته را به عهده دارم و به آقای بابایی تبریک عرض می‌کنم و به خانم دکتر که این وقت را به من هم دادند که بتوانم در کلینیک خدمتگزار باشم و همین‌طور تبریک می‌گویم به آقای محمدرضا که از روزی که به کلینیک آمدند به ایشان توصیه کردم که با روش D.S.T درمان شوند و ایشان یک روز هم تأخیر نکردند و در جلسات منظم شرکت می‌کردند و خوب صحبت می‌کردند و به رهایی رسیدند به ایشان تبریک می‌گویم. ممنون.

سلام دوستان عادله هستم یک همسفر:

من روانشناس کلینیک فرشته هستم و به‌نوبه خودم به محمدرضا و آقای بابایی تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. واقعاً آقای بابایی زحمت کشیدند و ما همه هدفمان خوب شدن و به درمان رسیدن این بیماران عزیز است؛ و حالا فرقی نمی‌کند چه روانشناس باشد، چه راهنما باشد، چه مهندس دژاکام عزیز باشند. هدفمان یکی است. خواهش می‌کنم.

سلام دوستان زهره هستم یک همسفر:

از آقای بابایی خیلی تشکر می‌کنم، از آقای مهندس خیلی تشکر می‌کنم؛ و ورود به سفر دوم آقای محمدرضا را به ایشان تبریک می‌گویم.

سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر:

 تشکر می‌کنم از آقای بابایی، خانم دکتر تکه پزی و مهندس دژاکام و تبریک می‌گویم به آقای محمدرضا. ممنون.

پنج رهایی از قزوین:

سلام دوستان موسی هستم یک مسافر:

بنده راهنمای کلینیک ساحل هستم در استان قزوین، خوشحال هستم که در این جایگاه خدمت می‌کنم، باعث افتخار است که توانستم آنچه که خودم در طول دوره درمانی‌ام با آن آشنا شدم با دوستانم که دنبال درمان و رهایی بودم انتقال بدهم. آمدیم اینجا که ورود دوستان عزیزمان آقایان: احمد، اسماعیل، مظفر، خدایار و آقای عادل را به سفر دوم معرفی کنم و خوشحال هستم و متشکرم از خانم دکتر کریمی که فرصت را فراهم کردند در کلینیک این هدف والا را دنبال کنیم، از روانشناس خانم جباری متشکرم و یک تشکر بسیار دل‌نشین و از ته دل از جناب مهندس دژاکام چون واقعاً دوست دارم این درمان در کل دنیا باشد چون من تجربه داشتم و در کشور فرانسه هفت سال زندگی کردم و از ایران رفته بودم که اعتیاد خود را درمان کنم ولی متأسفانه وقتی وارد کشور فرانسه شدم مجبور شدم متادون، کوکائین، هروئین و کراک را آنجا تجربه بکنم، از ایران رفتنی فقط شیره تریاک مصرف می‌کردم. متأسفانه به خاطر مصرف کراک و هروئین به‌وسیله پلیس دیپورت شدم به ایران و همیشه در فکر من بوده که این روش در کل دنیا انجام شود و این خواست قلبی من هست. احساس می‌کنم که داریم نزدیک می‌شویم به راهی که آقای مهندس دنبال کرده و مطمئناً به آن خواهیم رسید در آینده‌ای نزدیک و باعث افتخار است که کنار شما هستم. متشکرم.

سلام دوستان نوشین هستم یک همسفر:

از کلینیک ساحل قزوین خدمت شما رسیدیم و ورود به سفر دوم این پنج مسافر عزیز را تبری می‌گویم همچنین خسته نباشید می‌گویم به آقای علی پور و خانم جباری و از اینکه همکاری می‌کنم با کنگره خیلی خوشحال هستم؛ و از آقای مهندس دژاکام تشکر ویژه می‌کنم که تمام هم‌وغم خود را در این راه گذاشتند و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.

سلام دوستان مینا هستم یک همسفر:

خیلی خوشحالم که برای چندمین بار است که اینجا هستم و با افتخار می‌گویم که اگر حضور پرشور مهندس عزیز نبود هیچ‌کدام از ما اینجا حضور نداشتیم. از همه بچه‌ها تشکر می‌کنم که این همت و جرأت را داشتند که الآن اینجا حضور داشته باشند، از آقای علی پور راهنمای عزیز که بیان شیوا و رسایی دارند و همچنین از خانم دکتر عزیز که این فرصت را در اختیار ما قراردادند. متشکرم.

سلام دوستان هادی هستم یک مسافر:

تخریب پانزده سال آخرین آنتی ایکس مصرفی، قرص، تریاک، 10 ماه هست که دارم سفر می‌کنم به روش D.S.T با شربت O.T به کمک خانم دکتر کریمی، خانم دکتر جباری و راهنمای عزیزم آقا موسی و ورزش موردعلاقه‌ام شطرنج، پیاده‌روی، آخرین T.D.S مصرفی 0/3 هم‌اکنون. حس و حال خیلی خوبی دارم انرژی خیلی بالایی دارم. من پنج نوع ترک را تجربه کردم، خوددرمانی، قرص، جایگزینی شربت‌های مختلف را داشتم و هیچ‌وقت این آرامش را نداشتم، همیشه بعد از چند وقت شروع می‌کردم به مصرف ولی الآن اتفاقی که افتاد این‌که هرروز صبح ساعت 6/30 صبح بیدارم ورزش می‌کنم کوه می‌روم و لذت می‌برم؛ و در آخر از همه شما تشکر می‌کنم. ممنون.

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر:

با هشت سال تخریب تریاک وارد کنگره شدم و یازده ماه است سفر می‌کنم با روش D.S.T با شربت O.T با کمک خانم دکتر کریمی و دکتر جباری و استاد عزیزم موسی علی پور و الآن در مرحله 0/3 هستم؛ و این را می‌خواستم بگویم که من قبل از کنگره اختلال حواس داشتم، قرص اعصاب مصرف می‌کردم و من شب‌ها خوابم نمی‌برد؛ اما با کمک کنگره 60 و شربت اوتی توانستم تعادل خود را پیدا کنم و از آن خیلی راضی بودم و توانستم شب‌ها بخوابم. خیلی ممنون هستم از آقای مهندس دژاکام.

سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر:

با شش سال تخریب وارد کلینیک ساحل شدم، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره، مدت یازده ماه و پانزده روز با روش D.S.T با شربتO.T ورزش در کلینیک، شنا و از خانم دکتر کریمی و دکتر جباری و راهنمای خود آقای علی پور تشکر می‌کنم. هم‌اکنون هم 0/3. من سه چهار بار با قرص ترک کرده بودم؛ اما وقتی وارد کلینیک شدم خیلی حال و هوایم خوب شد و فهمیدم که تا الآن مسیر را اشتباه می‌رفتم. با کمک آقای علی پور و خانم دکتر وارد مسیر شدم، سی‌دی‌ها خیلی کمکم کرد. به‌غیراز مشکل اعتیاد، مشکل اعصاب و کار من حل شد و در آرامش هستم. از همه شما ممنونم و از آقای مهندس هم ممنون هستم که این بستر را برای ما فراهم کردند.

سلام دوستان خدایار هستم یک مسافر:

تخریب چهارده سال، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، با روش D.S.T با شربت O.T سفر کردم به راهنمایی آقای علی پور، ورزش پیاده‌روی هم‌اکنون 0/3 سی سی، ممنون از همه شما.

سلام دوستان مظفر هستم یک مسافر:

با هفده سال تخریب وارد کلینیک ساحل شدم، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک بود، به کمک راهنمای خوبم آقا موسی یک گرم سی روز، از آقای مهندس هم تشکر می‌کنم. من این هفده سال که تریاک مصرف می‌کردم هرسال دو ماه ترک می‌کردم همین پاییز می‌شد. بی‌قراری و بی‌خوابی را تحمل می‌کردم و بعد دو ماه دوباره شروع می‌کردم، عیناً این هفده سال ولی الآن که یک سال است این شربت O.T را مصرف می‌کنم این بی‌قراری رفته است، بی‌خوابی رفته است. من درمان شدم از آقای مهندس خیلی تشکر می‌کنم.

 

سلام دوستان حسین هستم مسافر:

این الگوها را می‌آوریم برای اینکه بدانیم که چه کنگره 60 باشد، چه نباشد، چه هرکسی باشد، آن‌وقت ما این رهایی‌ها را در این سیستم‌ها داشته باشیم که وابسته به فرد یا سیستم دیگری نباشد، امیدوارم ظرف چند سال آینده به این مرحله خوب برسیم که کاملاً بتوانیم در تمامی کلینیک‌ها خروجی داشته باشیم و آن‌ها بسیار مستحکم و قوی باشند.

سلام دوستان آتوسا هستم همسفر:

اکنون سبد پول به گردش درمی‌آید کمک‌های داوطلبانه ما باعث خودکفایی می‌شود و کنگره را در رسیدن به اهدافش یاری خواهد نمود.

سلام دوستان بابک هستم مسافر:

نگهبان شورای O.T کنگره 60 هستم، دوستان یک خواهش داشتم از مسئولین کلینیک‌ها عنایت بفرمایید. به هیچ‌کدام از مراجعین کنگره 60 شربت بدون نامه ندهید. یکی از آن خطوط قرمزی که باعث می‌شود علی‌رغم میل باطنی‌مان افتخار همکاری با کلینیک‌ها را از دست بدهیم این هست که کلینیک‌ها بدون نامه شربت به عزیزان بدهند، هیچ‌کدام از مسئولین کنگره 60 هم اجازه هماهنگی کردن یک همچین مطلبی را ندارند، خواهش می‌کنم رعایت بفرمایید و ما هم از این طرف بتوانیم قوانین کنگره 60 را رعایت کنیم.

سلام دوستان آتوسا هستم همسفر (دبیر جلسه):

تعداد حاضرین در جلسه 87 نفر و مبلغ خزانه سیصد هزار تومان.

 

تهیه: مسافر علی شاملو
وبلاگ نویس: مسافر سعید عاشوری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر