درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
سه شنبه 23 مرداد 1397 :: نویسنده : همسفر زیبا       

چگونه در تلاطم زندگی رشد کنیم؟

چگونه در تلاطم زندگی رشد کنیم؟

اخیراً در جلسه‌ای شرکت کردم که در آن مدیر ارشد یکی از شرکت‌های خصوصی در مورد علت رشد نکردن مجموعه‌اش صحبت می‌کرد. او معتقد بود مدیران و کارکنان شرکت دچار روزمرگی شده‌اند و مشغله و درگیری و دردسرهای کاری به آن‌ها اجازه نمی‌دهد درست و مؤثر عمل کنند.

   

من فکر می‌کنم در زندگی شخصی ما هم چنین اتفاقی می‌افتد. آدمی که ذهنش درگیر هزار جور بدهی و گرفتاری و مصیبت است، از اجاره خانه گرفته تا پول قبض‌ها، شهریه دانشگاه یا هزینه درمان و بیمارستان، چطور می‌تواند به فکر رشد و توسعه فردی باشد.

همین که در این شرایط کسی بتواند سرش را از آب بیرون نگه دارد تا خفه نشود و زنده بماند، کلی هنر کرده.

به این می‌گویند گیر افتادن در باتلاق مشکلات و روزمرگی‌ها. هر چه تقلا می‌کنیم و دست و پا می‌زنیم هیچ سودی ندارد؛ جز اینکه بیشتر در این باتلاق فرو می‌رویم.

در چنین وضعیتی، خیلی زود به غم مبتلا می‌شویم و احساس درماندگی، ته مانده‌ی امیدمان را هم نابود می‌کند.

این شرح قصه پر غصه اغلب آدم‌ها در این روزگار نابسامان و آشفته است.

ولی در همین اوضاعی که ما فکر می‌کنیم خیلی بد و وخیم است گروهی از آدم‌ها به دنبال صید فرصت‌ها از میان جریانات و مسائل زندگی‌شان هستند و پیشرفتی باور نکردنی را تجربه می‌کنند.

شاید به این دلیل که آن‌ها مشکلات و سختی‌ها را معلمی می‌دانند که باید سر کلاس درسش بنشینند و مثل یک هنرجوی باهوش و زیرک، نکات و تجربیات ارزشمند را یاد بگیرند.

لئو بابوتا در این مورد می‌‌گوید:

تصور کن هر شخصی را که ملاقات می‌کردی، معلم تو بود.

آن وقت می‌توانستی هر کدام از آن‌ها را به عنوان فرصتی برای تمرین ببینی؛ به عنوان فرصتی برای ارتباط با مرکز عواطف و احساساتت و به عنوان روشی برای یکپارچه شدن با خود.

در این حالت، هر آدمی تبدیل به فرصتی برای تمرین شفقت، حضور، شعور و بصیرت می‌شود.

تصور کن هر آنچه در اطراف توست، درباره ارزشمندی و زیبایی بیش از اندازه زندگی به تو چیزی بیاموزد.

تصور کن لحظات رنج آور و پر تلاطم زندگی‌ات معلم تو بودند؛ به تو یاد می‌دادند چطور در میان ترس و رنج حضور داشته باشی و چطور قلبت را به سوی تجربه کردن بگشایی.

به این ترتیب، ترس‌ها و رنج‌ها تبدیل به مسیر تو برای تحول و تغییر می‌شوند؛ البته اگر بتوانی این شجاعت را پیدا کنی که آن‌ها را لمس کنی، آن‌ها را به طور کامل احساس کنی و با عشق جایی برای آن‌ها باز کنی.

پس بهتر است روش خودمان را تغییر دهیم؛

یعنی به جای اینکه مدام ذهنمان را درگیر رهایی از آشفتگی‌ها و ترس‌ها و تردید‌ها کنیم و به فکر فرار از مشکلات و یا در حال غرق شدن در آن‌ها باشیم، هر ناآرامی و تلاطمی را معلمی خردمند و مسیری برای تغییر زندگی‌مان بدانیم.

آن وقت می‌توانیم رشد کنیم و در اوج دردها و رنج‌های زندگی به سعادت و خوشبختی برسیم.

تهیه کننده:همسفر کبرا
   



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر