درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا

گزارش لژیون پزشکان پارک طالقانی

جمعه 1397/4/22

؛«حرمت کنگره 60؛ چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است؟ و سی دی «رسیدن»

+
1
14
پ
هر چیزی یک حریمی دارد؛ یک فاصله‌ای دارد؛ حتی کره زمین هم برای خودش یک حریمی
و یک جوّی دارد بنام لایه ازون که اگر کسی به آن نزدیک شود، پودر می‌شود. این حرمت
از همان حریم و احترام می‌آید...

سیزدهمین جلسه از دور چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی لژیون پزشکان پارک طالقانی با استادی دکتر رضا و نگهبانی جناب مهندس و دبیری دکتر حسین با دستور جلسه «حرمت کنگره 60؛ چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است؟ و  سی دی «رسیدن» روز جمعه مورخ 1397/4/22 رأس ساعت ۸ صبح آغاز بکار نمود.



گزارش  لژیون پزشکان پارک طالقانی جمعه 1397/4/22؛ «حرمت کنگره 60؛ چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است؟ و  سی دی «رسیدن»

جناب مهندس

هر چیزی یک حریمی دارد؛ یک فاصله‌ای دارد؛ حتی کره زمین هم برای خودش یک حریمی و یک جوّی دارد بنام لایه ازون که اگر کسی به آن نزدیک شود، پودر می‌شود. این حرمت از همان حریم و احترام می‌آید. رودخانه یک حریم دارد و شما نباید وارد آن حریم رودخانه بشوید و فاصله خودتان را حفظ کنید. هستند کسانی که حریم رودخانه را رعایت نکردند و رفتند و در حریم رودخانه خانه درست کردند و سیل آمد و همه آن‌ها را برد. جاده حریم و حرمت دارد. شما نمی‌توانید در فاصله 5 متری جاده خانه بسازید؛ لااقل از آسفالت 20 متر 50 متر گاهی 100 متر حریم وجود دارد. اگر خانه یا دکه در این حریم بسازید، تریلی می‌آید و از روی آن‌ها رد می‌شود. در خانه و خانواده، یکسری از اعضا حرمت دارند و محارم محسوب می‌شوند و نباید به آن‌ها نزدیک شد. هر چیزی را نگاه می‌کنید، یکسری قوانین دارد تحت عنوان حرمت. ما در کنگره 60 هم همین را می‌گوییم.


فقط من هستم که لقب مهندس را به من دادند آن‌هم نه برای اینکه مهندس الکترونیک هستم؛ بلکه به‌عنوان یک تئوریسین و مهندسی که هندسه و ساختار کنگره را طراحی کرده و برنامه‌ریزی کارها را می‌کند. پس به این دلیل به من میگویند مهندس؛ وگرنه کنگره پر از مهندس است.

ما این القاب را جمع کردیم و دیدیم یواش‌یواش به ما می‌گویند آقا! آقا آمده، آقا هست، آقا رفت. بعد دیدیم به قسمت‌های دیگر هم سرایت کرد. گفتم این مسخره‌بازی‌ها را جمع کنید. هیچ‌کدام از ما تقدس نداریم؛ به خاطر چی؟ به خاطر اینکه خود فرد را خراب می‌کنیم. مثلاً یکی مسئول شعبه است و به او آقا می‌گوییم، قبله‌اش را گم می‌کند، خودش را گم می‌کند و نمی‌داند چکار کند؟! دستتان را ببوسیم و پایتان را ببوسیم؛ این‌ها را نکنید. درست است که کنگره مقدسه و حریم دارد و حرمت دارد، به این دلیل است که بردن الفاظی مثل آقا، پیر، مرشد و ... نداریم. ما یک معلم هستیم و یک مرکزی هستیم علمی و کار عملی انجام می‌دهیم و کارهایی که باید مشخص باشد انجام می‌دهیم؛ نه حاجی نباتی هستیم، نه صلواتی هستیم؛ ما هیچ‌کدام از این کارها را انجام نمی‌دهیم.

همان‌طور که یک جاده حریم و حرمت دارد، برای افراد هم همین‌طور است. در کنگره دروغ گفتن ممنوع است. اگر رهجو دروغ بگوید و مقدار مصرفش را به راهنما نگوید، راهنما چطور می‌تواند رهجو را درمان کند؟! تو داری شیره می‌کشی، هروئین هم می‌کشی و به راهنما نمی‌گویی هروئین می‌کشی. داری مواد مصرف می‌کنی و قرص هم می‌خوری، تریاک هم مصرف می‌کنی. پس دروغ گفتن ممنوع است.

پشت سر دیگران سرزنش کردن ممنوع است. اصلاً ما نباید پشت سر دیگران صحبت کنیم. این کار در کنگره ممنوع است. اوایل یکی می‌آمد که اکبر فلان گفت اکبر همچنین گفت؛ گفتم اکبر را صدا کردند و آمد و بهش گفتم حالا جلوی خود اکبر بگو. فوری رنگش عوض شد و معذرت‌خواهی کرد. گفتم آن چیزی که تو می‌توانی پشت سر دیگران بگویی، باید جگر داشته باشی جلوروی خودش بگویی. پشت سر دیگران زمزمه کردن کار درستی نیست. در سطح جامعه ما این بیماری‌ها هست و ما یاد نگرفتیم.

تلفن از مردم نگیرید و تلفن ندهید چون خطرآفرین است؛ تلفن می‌زنی می‌گویی مثلاً اکبر هست؟ جواب می‌دهد کدام اکبر؟ می‌گویی همان‌که هروئین می‌کشد و به کنگره 60 می‌آید. حالا ممکن است در منزل هیچ‌کس خبر نداشته باشد که اکبر هروئین می‌کشد. خانه همدیگر رفت‌وآمد نکنید. گروه‌های دیگر که خانه همدیگر رفت‌وآمد کردند هزاران فساد به وجود می‌آورند. بچه‌های اوایل مصرف‌کننده هستند و علیه‌السلام نیستند. ممکن است در این رفت‌وآمدها مشکلات زیادی به وجود بیاید. این با آن دوست می‌شود، آن‌یکی به زن این دوست می‌شود و این در گروه‌های دیگر وجود دارد و خانواده‌ها داغون می‌شوند.

به همدیگر نمی‌توانید پول قرض بدهید؛ می‌گوید هرگونه پولی تحت هر شرایطی به هر شخصیت حقیقی و یا حقوقی پرداخت کردند ممنوع است. برای اینکه می‌آید و دو میلیون از این قرض می‌گیرد و فردا نمی‌تواند پس بدهد، اختلاف به وجود می‌آید و درگیری پیش می‌آید و چند نفر طرفدار این می‌شوند و چند نفر طرفدار آن‌یکی و به هم می‌ریزند و از درمان خارج می‌شوند.

در کنگره فقط درمان صورت می‌گیرد؛ مثل بیمارستان. وقتی به بیمارستان می‌روی، برای آن مریض، کار پیدا می‌کنند؟ برایش زن می‌گیرند؟ به منزلش می‌روند؟ ما هم همین‌طور هستیم؛ ما به کنگره می‌آییم که فقط درمان شویم؛ بنگاه اقتصادی نیست. مثلاً خانم‌های مسافر می‌آیند و یکی از آن‌ها آرایشگر است؛ اجازه ندارد بقیه را برای آرایش کردن به خانه یا آرایشگاه خود ببرد. اولش می‌گوید خوب است و بگذاریم این‌ها باهم کار کنند و در کنار هم باشند ولی ما می‌گوییم: نه! ما کاملاً با این قضیه مخالفیم. دو سال پیش بهزیستی یکی از شهرستان‌ها آمد و گفت ما کلی بن عدالت می‌دهیم؛ گفتم ما نمی‌خواهیم. گفت بن پولی می‌دهم، باز قبول نکردم. گفتم شما صد عدد بن مخصوص می‌دهی و ما به صد نفر می‌دهیم و به پانصد نفر نمی‌دهیم و بین این‌ها اختلاف می‌افتد که چرا به حسن دادی و به حسین نه؟!

حریم بین شاگرد و استاد باید حفظ شود. ما همه را تجربه کردیم. قدیم من یک معلم سه‌تار داشتم و سنش بالا بود و به منزل ما می‌آمد و مشروب می‌خورد و منم می‌خوردم. تا می‌آمد کلاس درس را شروع کند، ما سینی مشروب را می‌آوردیم و شروع می‌کردیم به عرق‌خوری و دیگر نمی‌گفت درس چه شد و مشق چه؟ من هیچ یاد نگرفتم. یک سال می‌آمد و می‌رفت و من چیزی یاد نگرفتم. به خاطر اینکه باهم رفیق شده بودیم. راهنما هم که با رهجو رفیق بشود، همین می‌شود. مریض هم با دکترش رفیق بشود دیگر به حرفش گوش نمی‌دهد؛ بنابراین باید این جایگاه‌ها حفظ شود.

در مورد رسیدن؛ باید هرکسی موقعش برسد. شما نمی‌توانی به‌زور کسی را ترک بدهی. 

فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ 

پس تذكّر بده كه همانا تو تذكّر دهنده‌اى

نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَقُولُونَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخافُ وَعِیدِ 

ما به آنچه (مخالفان) مى‌گویند آگاه‌تریم و تو مأمور به اجبار مردم نیستى (تا آنان را با زور به راه راست درآورى).

 تو نمی‌توانی انسان‌ها را عوض کنی. خدا و پیغمبر می‌گوید؛ تو به یادش بیار، یادش بده و بهش بگو. تو فقط تذکردهنده‌ای؛ تو بر انسان‌ها استیلا (چیرگی) نداری؛ تو نمی‌توانی انسان‌ها را عوض کنی. باور کنید من نمی‌توانم انسان‌ها را عوض کنم؛ اصلاً چنین قدرتی ندارم؛ حتی یک نفر را نمی‌توانم درمان کنم. من فقط می‌گویم؛ اگر خودش خواست، خودش بکار می‌گیرد و درمان می‌شود. ما خودم را کشتم بچه خواهرم که هروئین مصرف می‌کرد را درمان کنم، نتوانستم. بعضی از اقوام دیگر هم همین‌طور. بعد دیدم هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم فرد مصرف‌کننده را درمان بکنیم مگر اینکه خودش بخواهد. اگر خودش خواست، ما تذکر می‌دهیم، یادش می‌دهیم، راه و روش نشانش می‌دهیم، اگر دوست داشت، آن راه و روش را می‌رود.

بنابراین ما انرژی خودمان را صرف  هر کسی نمی‌کنیم. رهجو بگوید می‌خواهم بزنم، میگوییم برو بزن. جان مادرت نزن، تو حیفی، تو زن داری، بچه داری فلان داری... نداریم. می‌گوییم برو بزن. در گروه‌های دیگر رسم هست که تا شاگرد می‌خواهد بزند، تلفن می‌کند به راهنما که من الان خیلی کلافه‌ام، حالم گرفته است و می‌خواهم بروم مواد بزنم؛ راهنما می‌گوید نه! الآن کجا هستی بگو من الآن خودم را می‌رسانم و با موتور خودش را می‌رساند که به او بگوید نه نزن. قبلاً این را تعریف کردم که چند سال پیش یکی از بچه‌ها هروئینی بود که ترک کرده بود و پیش من آمده بود و گفت اگر الآن یک هروئین بود، من می‌زدم؛ بردمش اتاق خودم و از کشو هروئین دادم و گفتم بزن. گفت من این‌جوری نمی‌زنم، تزریق می‌کنم؛ از کشو سرنگ درآوردم و گفتم اینم سرنگ بیا تزریق کن. گفتم بر پدر کسی لعنت که نکشد، گفت غلط کردم؛ نمی‌کشم. ما نمی‌گوییم نکش! هر کس بگوید می‌گوییم برو بکش. کار راهنماها هم همین است؛ هرکسی می‌خواهد مصرف کند، می‌گوید برو مصرف کن. به خاطر همین ما انرژی خودمان را صرف همه نمی‌کنیم. انرژی را صرف کسی می‌کنیم که خواسته دارد. کسی که نمی‌خواهد و به مرحله پختگی نرسیده، انرژی‌مان را صرفش نمی‌کنیم.

یک مطلب را در مورد هفته گذشته که هفته مبارزه با مواد مخدر بود و در گردهمایی این هفته در خدمت دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر بودیم، گروه‌های موسیقی حضور داشتند و گروه موسیقی کنگره 60 هم حضور داشت و یکی از خوانندگان گروه، دکتر بهرام بودند که خواننده گروه سُل هستند. اعضای گروه موسیقی کنگره حدود 50 نفر بودند که اجرای خیلی خوبی داشتیم. در این جلسه، شهردار تهران، وزیر ورزش، وزیر آموزش‌وپرورش و جانشین فرمانده نیروی انتظامی و سفرا نیز حضور داشتند. وقتی‌که می‌گوییم درخت که بزرگ می‌شود از دیوار باغ بیرون می‌زند، هرساله تعدادی انجوی برتر، افراد برتر را ستاد طبق یک شرایطی انتخاب می‌کند و از آن‌ها تقدیر می‌کند. زمانی که همه را معرفی و جایزه دادن، وزیر کشور به‌طرف مجری جلسه رفت و میکروفن را گرفت و گفت: هیئت‌داوران بهترین‌ها را انتخاب کردند ولی من به‌عنوان وزیر کشور هم حق وتو دارم و هم حق انتخاب و من کنگره 60 و دژاکام را به‌عنوان برترین انتخاب می‌کنم.

این گام بزرگی برای ما بود. وزیر گفت: چطور این گروه موسیقی توانسته این‌گونه دورهم جمع شود و این سیستم را راه بیندازد و به این مرحله برسد؟!

در آخر جلسه من برنامه‌ریزی کرده بودم که کاپ قهرمانی تیم راگبی ساحلی کنگره 60 را که امسال به دست آورده بود، به دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر تقدیم کنم و یک توپ مسابقات راگبی را امضا کردیم که این را نیز تقدیم کنیم چون این‌ها را در یکجایی به‌عنوان یادبود نگهداری می‌کنند. من چنددقیقه‌ای هم فرصت صحبت کردن داشتم؛ قسمت جالب و طنز اینجا بود که گفتم: چیزی که می‌خواهم بگویم جزء عجایب هشتگانه دنیاست! هفتگانه که هیچ! گفتم تمام دنیا می‌گوید شیشه درمان ندارد ولی تمام اعضا تیم راگبی ما مصرف‌کننده‌های شیشه بودند. گفتم نکته بعدی اینکه کاپیتان تیم راگبی ما، بهادر، مصرف‌کننده و فروشنده شیشه بود و الآن این فرد مربی تیم ملی راگبی جمهوری اسلامی ایران شده است. هیئت راگبی تهران از بچه‌های کنگره 60 هستند. عضو فدراسیون هم یکی از اعضای کنگره 60 است. تیم ما که مصرف‌کننده‌های سابق بودند با تیم آقای سلطانی، وزیر ورزش مسابقه دادند و ما برنده شدیم و این اصلاً در تصور کسی نمی‌گنجد که افرادی به درمان برسند، بعد به تعادل برسند و خداوکیلی مصرف نکنند. حال اینکه اکثر بازیکن‌های حریف دوپینگ می‌کنند به‌غیراز بچه‌های ما. گروه‌های دیگر همه تزریق و قرص و دوپینگ و ازین کارها می‌کنند. تیم سالم، بچه‌های کنگره 60 بودند و این‌ها آمدند و با 17 تیم از سراسر کشور مسابقه دادند و 7 بازی کردند و همه را با اختلاف فاحش برنده شدند. این‌ها اتفاقات کوچکی نیست! این‌ها نشانه درمان صحیح است. در آنجا گفتم نیروهای نظامی وقتی می‌خواهند قدرتشان را نشان بدهند، با مانور نشان می‌دهند و بچه‌های کنگره 60 با تشکیل گروه‌های هنری مثل موسیقی و ورزشی مثل تیم راگبی به نمایش می‌گذارند.

ما الحق راه درمان اعتیاد را کشف کردیم؛ درمان صد در صد. این را کسانی که باور کردند، الآن در کلینیک‌های خودشان راه‌اندازی کردند و لژیون تشکیل دادند و نتیجه این کار را می‌بینند. علمی قابل‌قبول هست که قابل تکثیر باشد؛ یعنی کاری که ما در اینجا انجام می‌دهیم، در جای دیگر هم انجام بدهند و به نتیجه برسند. آن‌وقت می‌شود علمی و قابل‌قبول. الآن یک گروه تحقیقاتی بین‌المللی تشکیل‌شده که متشکل از چندین نفر از اساتید عملی از آمریکا، چند نفر از انگلستان و چند نفر از اساتید علمی کشور خودمان و من هم هستم که روی متد (دی اس تی) تحقیق می‌کنند که به نتایج برسند. البته دکتر مسعود هم مشغول تحقیق گسترده‌ای در مورد «ماندگاری در درمان اعتیاد» در سطح کشور هستند.

از 3800 نفر رهایی سال 94، به‌صورت رندوم 500 نفر انتخاب شده‌اند که با آن‌ها تماس گرفته شود تا بیایند و آزمایش بدهند و جالب این‌که وقتی تلفن زدیم، اگر 40 نفر بودند و 6 نفر نبودند؛ ما جواب آن 6 نفر را مثبت تلقی کردیم. حال ممکن است این‌ها مصرف نکرده باشند؛ یعنی کسانی که نیامدند، آزمایش آن‌ها را مثبت در نظر گرفتیم و به رقم قابل‌توجهی رسیدیم. پس قضیه را جدید بگیریم و روی متدD.S.T حساب باز کنیم و به وزیر کشور هم گفتم که تمام پروتکل‌هایی که وجود دارد همه غلط است و قابل‌قبول نیست چون خروجی ندارند. پروتکلی که برای شربت OT دادند، به درد نمی‌خورد. پروتکلی هم که برای M.M.T هست، آن‌هم به نظر من به درد نمی‌خورد و همه این‌ها می‌بایست مورد تجدیدنظر قرار بگیرند و انشالله این‌ها را شما متخصصین باید انجام بدهید.

 

تهیه و وبلاگ نویس: مسافر سعید عاشوری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر