درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
پنجشنبه  بیستم اردیبهشت ماه 1397جلسه هفتم از دوره سی و پنجم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60؛نمایندگی سلمان فارسی به استادی  کمک راهنماهمسفر خانم شانی دژاکام؛ نگهبانی کمک راهنمامسافر علیرضا و دبیری  کمک راهنمامسافر علیرضا با دستور جلسه: "الهام از رمضان"  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

بخشیدن فرآیندی است که موجب می‌شود الهامات به انسان راحت‌تر صورت بگیرد و تا زمانی که انسان نبخشیده است همانند این است که ما می‌خواهیم با تلفن با شخصی ارتباط برقرار کنیم ولی یک نفر دائماً در آن نویز و پارازیت ایجاد نماید و مانع از آن شود ...


 سخنان استاد:

آقای مهندس وقتی‌که شروع کردند، وعده‌ها را منظم کردند و در درون خودشان نیاز به این مسئله را احساس کردند که نیاز داشتند بتوانند در ماه رمضان شرکت کنند، وقتی شروع کردند این روند را بعد از یک مدتی پله‌هایشان منظم شد و دستشان آمد که چقدر داروی تریاک را مصرف کنند.

وقتی الهامات صورت می‌گیرد که انسان روی یک مسئله متمرکز شود؛ وقتی ما روی یک مسئله خاص تمرکز نداشته باشیم الهاماتی هم وجود ندارد. وقتی‌که ما می‌خواهیم با یک شخصی و یا یک سایت از طریق موبایل و یا اینترنت ارتباط برقرار کنیم باید شماره تلفن و یا آدرس آن شخص یا سایت را داشته باشیم تا بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. در کائنات هم همین‌طور است الهامات می‌تواند برای همه اشخاص باشند (فاالهمها فجورها و تقواها) و در هستی هم فجور الهام می‌شود و هم تقوا؛ و این بستگی به خواسته شخص دارد. 

وقتی ما روی یک مسئله خاص تمرکز کنیم چند مزیت دارد. اول‌ازهمه وقتی متمرکز شدن تداوم داشته باشد موجب می‌شود که در ادامه صورت‌مسئله بیشتر برای ما باز شود و وقتی صورت‌مسئله باز شد صورت‌مسئله دقیق‌تر شد، مسئله ما، پرسش ما کاملاً مطرح می‌شود؛ ممکن است ما بدانیم 2+2 می‌شود چند! اگر ندانیم 2+2 را می‌خواهیم یا 2+3 یا 3+6 تا بی‌انتها می‌تواند پرسش وجود داشته باشد و تا بی‌نهایت می‌تواند جواب داشته باشد پس اولین درسی که از رمضان می‌گیریم و آقای مهندس گرفتند این بود که ایشان خواستند سرسامانی به مسئله مصرف موادشان بدهند و وقتی متمرکز شدند که چقدر مواد مصرف می‌کنند توانستند وعدهای مصرفشان را منظم نمایند و به حال خوش برسند و تا آن موقع فکر ترک یا درمان را نمی‌کردند.

هرچقدر این روند تداومش بیشتر شد که با ماه رمضان شروع می‌شد؛ یک الهام از رمضان. چرا دستور جلسه نیست درس گرفتن از رمضان؟ تنظیم ساعت در رمضان؟ نخوردن غذا در رمضان؟ و چرا الهام! کلمه الهام در این دستور جلسه وجود دارد چون این حقیقتی است که برای آقای مهندس و خانواده ما پیش آمد.

وقتی‌که ایشان روی این مسئله متمرکز شدند، صورت‌مسئله یک درجه خاکش رفت که می‌شود مصرف مواد را تحت کنترل اندازه درآورد.

من به‌عنوان عضوی از خانواده‌ای کنگره 60 نمی‌دانم باید بگویم، یک موقع فکر می‌کردم واقعاً فامیل و خانواده‌ای ندارم ولی الآن خانواده بزرگی دارم و افتخاری است داشتن چنین خانواده‌ای و این پشتوانه یک حس قوی است در قلب آدم، احساس قشنگی است. این باور قلبی رادارم.

بسیاری از هم‌سفرانی که مسافرانشان درکنگره حضور دارند به‌تدریج با الهام فجور و مصرف مواد که با خودش افکار بد حس‌های بد و آلوده به همراه دارد از همدیگر زخم‌دیده‌اند و شاید کینه هم از همدیگر داشته باشند و به نظر بعضی‌ها قابل جبران نیست ولی من نه‌تنها می‌گویم قابل جبران هست بلکه پیوند محبت قوی‌تری هم می‌تواند بینشان ایجاد شود.

برخی از مسائل با خواندن تنها قابل‌درک نیست بلکه با تکرار و تمرین می‌توان آن را قلبی حس نمود. من شاید نتوانم به یک فرد نابینا بگویم که رنگ نارنجی چگونه رنگی است اما وقتی‌که موج رنگ نارنجی را و درجه گرمایش را درک کنم آن موقع می‌توانم آن را به فرد نابینا منتقل نمایم.

پیام و احساسم این است که اگر آسیبی به ماها که خانواده مسافران هستیم واردشده است صد درصد قابل جبران است و این‌زمانی اتفاق می‌افتد که ما روی عواطف درونی اطرافیانمان متمرکز شویم و بتوانیم بفهمیم که چه تصویر ذهنی از همسر و خانواده‌ داریم و ماه رمضان زمان مناسبی برای این کار است! چون در ماه مبارک رمضان نقطه تحمل ما شکل می‌گیرد.


وقتی ما از نقطه تحمل رد شویم به نقطه آشوب می‌رسیم و آن لحظه که از کوره دررفتیم اگر توانستیم خودمان را کنترل کنیم متوجه می‌شویم که چقدر نیروی عشق درونمان قوی است و ماه رمضان فرصت خیلی خوبی است که وقتی گرسنگی و تشنگی به ما فشار وارد کرد و با مسئله‌ای مواجه شدیم که ما را از نقطه تحمل خارج کرد و توانستیم خودمان را کنترل کنیم آن موقع است که الهام صورت می‌گیرد و چه باور و تصویری؛ وقتی شخصی از کوره در می‌رود و توی فشار از جامعه، خانواده زبانش می‌خواهد به‌طعنه و نیش و زهر به بچه، همسر، پدر و مادرش زبانش می‌خواهد بچرخد؛ آنجاست می‌فهمد که قلبش چقدر توان دارد که این زهر را و این کلام آلوده را و این تصویر آلوده را ببلعد و انفجار در درون خودش صورت بگیرد و تاریکی خودش را در درون خودش مهار کند.

موقعی که عصبی می‌شویم آن لحظه‌لحظه رمضان است، آن لحظه‌لحظه الهام است؛ آن لحظه است که در این ماه ما می‌توانیم بفهمیم که وقتی خانواده‌ات یا یک ارباب‌رجوع بد غلق، صف طولانی، ترافیک، حتی به شما طعنه می‌زنند آن لحظه است که می‌توانید بفهمید که الآن چه چیزی در درونت است؛ آن فجور را در آن لحظه می‌بینید و بعد صورت‌مسئله می‌تواند باز و بازتر بشود، هرچقدر باز شود همان‌قدر می‌تواند درخواست نیروی الهی و الهام و عشق بشود! هرچقدر دیده بشود مثل یک مار افعی می‌ماند که همان‌قدر می‌توانید گردنش را بگیرید و زهر را از درونش خالی کنید.


یک نکته اینکه هر جا که نیروی الهی شروع به رشد کند، تاریکی همیشه از ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین شکاف‌ها وارد می‌شود و وقتی وارد شد می‌تواند یک سنگ عظیمی را از وسط قاچ بردارد با یک سرمای کوچک؛ و بچه‌های اصفهان هم مستثنا نیستند همان‌طور که خانواده ما مستثنا نبود در شروع و در ادامه و تا پایانی که و جود نخواهد داشت.

آقای مهندس خیلی اصفهانی‌ها را دوست دارند؟ چون بچه‌های اصفهان هستند؛ اما دو گونه می‌شود از مسئله استنباط کرد 1- اصفهانی‌ها به‌عنوان تافته جدا بافته در ادامه یا اصفهانی‌ها به‌عنوان اشخاصی که در شهر دیگری زندگی می‌کنند. مثل‌اینکه بگوییم آریایی‌ها یا آلمانی‌ها، کمونیست‌ها یا مجاهدها

زمانی که ما ذره‌ای از کل هستیم آن موقع است قلبمان به هم نزدیک است چون ما واقعاً توان دیگری به‌غیراز قلبمان واقعاً نداریم به‌غیراز احساس و توان محبتی که داریم ذره‌ذره روی خودمان کار می‌کنیم و جهان‌بینی گوش می‌دهیم و خانواده‌هایمان و مملکتمان را می‌خواهیم؛ چیز دیگری نداریم. نه سرمایه‌دار میلیاردی هستیم که بخواهیم نیرو جمع بکنیم، البته سرمایه‌دار هستیم ولی از جنس دیگری و نباید بگذاریم سرمایی‌مان به‌راحتی به تاراج برود.

بخشیدن فرآیندی است که موجب می‌شود الهامات به انسان راحت‌تر صورت بگیرد و تا زمانی که انسان نبخشیده است  این است که ما می‌خواهیم با تلفن با شخصی ارتباط برقرار کنیم ولی یک نفر دائماً در آن نویز و پارازیت ایجاد نماید و مانع از آن شود.

وقتی‌که نبخشیده‌ایم تصاویر گذشته دائماً در طول روز در ذهن ما حرکت می‌کنند و این مانع از درک تصاویر جدید می‌شود. در هرکدام از انسان‌ها (زن و مرد) خصلتی وجود دارد کم‌وزیاد که در زن جوهره بخشیدن ابزارش به‌صورت خاصت و ظریفی گذاشته است البته به معنی سوءاستفاده از آقایان نیست ولی من معتقد هستم که اگر راهکار و دانش دقیق بخشش را که در سی‌دی‌های آموزشی آقای امین و آقای مهندس آمده است را فرابگیریم و اجرا کنیم خیلی از رقابت‌ها و بیماری‌ها و حتی سرطان هم قابل‌درمان است. لزوماً لازم نیست هم‌سفران OT مصرف کنند، تخریب‌های زیادی داشتند ولی لازم نیست OT مصرف کنند؛ می‌تواند حتی بیماری‌های خیلی شدید را در عرض چند سال کاهش بدهد، حتی می‌شود سرطان را درمان کرد! اگر با شیمیایی درمانی چندین دوره و مسائل دیگر نرسیده باشد قابل‌درمان هست (داشته‌ایم در کنگره).

می‌خواهم این را بگویم اگر ما معنای واقعی بخشش را درک کنیم در الهاماتی که برای ما صورت می‌گیرد راه خیلی بیشتر باز می‌شود. و همه می‌توانند این الهامات را دریافت کنند. همان‌طور که همه می‌توانند دوست داشتنشان را انتقال بدهند یا همه می‌توانند دوست داشته بشوند. پس ما هم ورودی داریم و هم خروجی؛ هم فرستنده این و هم گیرنده و هیچ تمایزی در این مسئله وجود ندارد. مسئله‌ای که وجود دارد در نحوه شناختن این ابزار و رسیدن به توانایی استفاده از این ابزار است که چطور الهامات را بگیریم و چطور الهامات را به دیگران القاء کنیم.

نگارش: مسافر حبیب، علیرضا

تنظیم و ویرایش: مسافر منصور



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر