درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
به نام نامی اولین عاشق که اوست

"به آنچه هست پی بردن، تمنای دل می خواهد"

دلنوشته "نوری در تاریکی" از همسفر محبوبه لژیون چهارم خانم زیبا

Related image


تلاش من و پدرم ، برای درمان برادرانم به جایی نرسید. فقط از خدا می خواستم که راهی برای درمان آنها پیدا شود، تا اینکه الطاف خداوند شامل حالمان شده و نوری در تاریکی تابیدن گرفت و راه کنگره  برایمان نمایان شد ...



سلام دوستان محبوبه هستم یک همسفر

 پای اعتیاد زمانی به خانه ما باز شد که برادرانم مصرف کننده موادمخدر شدند. از آن به بعد ازجو آرام و آرامشی که قبلا داشتیم، دیگرخبری نبود.هیچ چیز سخت تر و دردآورتر از این نیست که شاهد نابودی تدریجی عزیزانت باشی. تلاش پدر و مادرم برای کمک به آنها بی نتیجه بود و هر راهی را که می رفتند، به بن بست می رسیدند. در آن شرایط سخت و ناآرام چون هدفم ادامه تحصیل بود ،درس می خواندم و در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شدم. مادرم همیشه بهترین مشوق من در راه رسیدن به اهدافم بود. قصد شرکت در آزمون کارشناسی ارشد را داشتم و مدت زمان کمی به آزمون مانده بود. در حال آماده کردن خود برای آزمون بودم که استارت بیماری مادرم زده شد. او دچار سرطان بدخیم تیروئید شده بود و باید تحت درمان قرار می‌گرفت. با این شرایط سخت دیگر نمی‌توانستم بر روی درس خواندن متمرکز شوم، بنابراین از ادامه کار منصرف شدم. شرایط خیلی دشواری بود، با وجود درمان هایی که برای مادرم انجام می دادیم ،ولی بیماری او روز به روز پیشرفته تر می شد. از طرف دیگر برادرانم هم هر روز  بیشتر در تاریکی اعتیاد فرو می رفتند. ناامیدی ،استرس و فشار روحی و روانی زیادی من را فرا گرفته بود، ولی به خاطر روحیه دادن به مادرم باید ایستادگی و مقاومت می‌کردم. پس از مدتی مادرم را از دست دادم، خیلی ناامید شده بودم. تلاش من و پدرم ، برای درمان برادرانم به جایی نرسید. فقط از خدا می خواستم که راهی برای درمان آنها پیدا شود، تا اینکه الطاف خداوند شامل حالمان شده و نوری در تاریکی تابیدن گرفت و راه کنگره  برایمان نمایان شد .مسافرانم صراط مستقیم را یافته و وارد کنگره شدند و خدا را شکر یکی از آنها به رهایی رسید. مشیت الهی بر این قرار گرفت که هر چند زمانی از ادامه تحصیل و هدفم بازماندم،ولی اکنون توانسته ام به عنوان همسفر وارد کنگره این دانشگاه انسان سازی،خودشناسی و خداشناسی شوم و تحت آموزش های ناب کنگره که در هیچ  جای دیگر نمی توان این آموزشها را یافت، قرار بگیرم.  آرامشی را که به دست آورده ام ،مدیون فرشته نجات انسان های در بند اعتیاد ، پدرمعنوی عزیزم آقای مهندس هستم. خداوندا، توفیق ماندن وخدمت در کنگره را به من عطا کن تا علم زندگی را که طبق فرمایش جناب مهندس  "بالاترین علم، علم زندگی کردن است" را در کنگره فرا بگیرم. در آخر آرزوی طول عمر و سلامتی روز افزون برای آقای مهندس و خانواده ایشان ، رهایی همه مسافران و آرامش برای همسفران عزیز را دارم.




نویسنده: همسفر محبوبه از لژیون چهارم، خانم زیبا
نگارنده:همسفر کبری
نمایندگی: میرداماد
تاریخ: 96/12/06




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 اسفند 1396 09:28 ق.ظ
خانم کبرای عزیزم
از لطف و محبت شما کمال تشکر را دارم
از ایزد منان بهترین ها را براتون آرزو میکنم که لایق بهترین ها هستین
یکشنبه 6 اسفند 1396 11:59 ب.ظ
محبوبه عزیزم
امیدواری یعنی توانایی دیدن نور و روشنایی از پس تاریکیها
بهت تبریک میگم که تاریکیها را دوام آوردی.خورشیدی سرشار از امید،خوشبختی و سلامتی برات آرزومندم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر