تبلیغات
یاس سفید - جشن تولد اولین سالروز رهایی مسافر عبدالله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا

به نام قدرت مطلق

دوازدهمین جلسه از دور دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی میرداماد
روز پنجشنبه مورخه 96/10/21 با استادی مسافرامید و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسین
با دستورجلسه "دوای ما غذای ما، غذای ما دوای ما  " و جشن تولد اولین سالروز رهایی مسافر عبدالله
راس ساعت 17 آغاز بکار نمود.




اما در مورد دستور جلسه دوم تولد یک سال رهایی مسافر عبدالله:
آقا عبدالله با انواع تخریب ها وارد لژیون من شدند و آن گونه که از تخریب های خودشان می گفتند، من بدنم می لرزید و با خود می گفتم کار سختی است که بتوانم آقا عبدالله را به رهایی برسانم .خدا را شکر آمد ،شروع کرد و به دلیل خواست قوی که داشت ،ماندگار شد و تمام جلسات و لژیون ها را حاضر بود آمد تا اینکه به رهایی رسید.
آقا عبدالله به وضعی که حال دارد نبود و خداوند را شکر که در سفر اول سفر سیگارش را هم شروع کرد و رهایی سیگارش را گرفت و می توان فهمید که اگر بخواهیم در کنگره رها شویم ،می شود .به آن دسته از سفر اولی هایی که تازه به کنگره آمده اند، باید بگویم تخریب عبدالله کمتر از شما نبوده ،او آمد از سیگار و مواد رها شد، پس شما هم می توانید جا دارد به همسفر آقا عبدالله تبریک بگم ، به خواهرای گلش تبریک میگم و امیدوارم این رهایی و تولد گوارای وجودشان باشد.



اعلام سفر:

تخریب 27 سال 10 ماه و 27 روز سفر کردم به کمک استاد عزیزم آقای امید لژیون 3شعبه میرداماد روش درمانdat داروی درمان ot رهایی یک سال و سه ماه

آرزوی مسافر عبدالله:

آرزو می کنم که هر چی مصرف کننده هستند، راه درمان را پیدا کنند و درمان شوند.

 

آرزوی همسفرزینب:

آرزو می کنم هر چی سفر اولی در کنگره هستند بتوانند به رهایی برسند و این جایگاه را تجربه کنند.

آرزوی همسفر فاطمه:

آرزو میکنم هیچ دختری غم اعتیاد پدرش را نبیند.


 سخنان مسافر عبدالله:

برای اولین بار دوران سربازی بود که سیگار کشیدن را تجربه کردم و چند سال بعد مواد کشیدن را با دوستان دوران خدمتم تفریحی یا تفننی شروع کردم که زیاد هم طول نکشید و طولی نکشید که من هروئین را تجربه کردم .مدت کوتاهی به صورت کشیدنی و بعد تزریق می کردم . بعد از مدتی دیگر رگ هایم جواب گو نبودند و مشامی مصرف می کردم که هنوز اثرات مشامی مصرف کردن در بدنم وجود دارد.

12 سال پیش پیام کنگره را گرفتم ولی قبول نداشتم،البته چوب اعتیاد را زیاد خوردم .حدود 9 ماهی بود که درna پاک شده بودم ولی اصلا حال خوبی نداشتم . وقتی به کنگره آمدم و مشاوره شدم ،آن کسی که مرا مشاوره کرد به من گفت :دوباره باید بکشی و من خیلی ترسیدم .رفتم و 12 سال طول کشید تا توانستم دوباره برگردم .خداوند را شاکرم که نمردم و حال در این مکان قرار دارم چون تمام دوستانی که با آنها هم بازی بودم، مردند و 2  نفر از آنها هم در زندان هستند .شخصی بودم که هر وقت یک مواد جدیدی به بازار می آمد ،من تهیه می کردم و حاضر نبودم تا از تجربه دیگران استفاده کنم و خودم می رفتم تهیه می کردم مصرف می کردم .وقتی وارد کنگره شدم ،با خودم می گفتم آیا می شود یا نه ؟آمدم، ماندم ،ماندگار  شدم.

جا دارد از راهنمای عزیزم،همسفرانم،خواهر های عزیزم تشکرکنم. خداوند را شاکرم بابت آرامشی که حال در زندگی دارم و در اخر از همه کسانی که به هر نحوی به من کمک کردند تا بتوانم در کنگره زندگی جدیدی را تجربه کنم تشکر می کنم.

 

راهنمای همسفر:

خداوند را  شاکر و سپاس گزار هستم که توانستم دوباره این جایگاه را تجربه کنم ، چون واقعا نیازم بود که امروز در این جایگاه قرار بگیرم.

صحبت کردن در بین یک سری پیش کسوتان برایم خیلی سخت است.

تولد آقا عبدالله خیلی ذهن مرا درگیر کرد و وقتی مقایسه می کردم ،می دیدم آقا عبدالله و همسفرشان در زندگی فراز و نشیب هایی  داشتند که من نداشتم و همه برای من آموزش بود و باعث می شد که من مستحکم تر در راه باشم و دقتم را نسبت به جایگاهم بیشتر کنم. امیدوارم شال نارنجی را روی دوش هردوی شما ببینم و ان شاالله که موفق باشید من این روز عزیز را خدمت شما و خانواده محترمتان تبریک عرض  می کنم و امیدوارم در این راه محکم و پایدار بمانید.

  آقا امید من به صبر و استقامت شما هم تبریک عرض می کنم ،چون روزهای اول شما را یادم هست و هر بار که شما در جایگاه استادی قرار می گیرید باعث می شود من از گذشته محکم تر قدم بردارم .خداوند را شکر که شکوفه های یاس به میوه های پر بار می رسند.

با آرزوی بهترین راه برای همه عزیزان

سخنان همسفر زینب:

روزهای اول که به کنگره آمدم خیلی نا امید بودم . یک روز یکی از دوستانم راکه در کنگره بود درخیابان دیدم .پیشنهاد داد که به کنگره بیا .من هم گفتم :نه خدا را شکر مسافرم شیشه ای شده و من می خواهم بروم دادگاه و تقاضای طلاق کنم. اوایل غرورم اجازه نمی داد که به کنگره بیایم، اما وقتی غرورم را زیر پا گذاشتم و از خواهر شوهر عزیز  کنگره ای ام فهمیدم که واقعا اینجا می شود درمان شد.

مدتی بود که اجازه نمی دادم دخترم با پدرش ارتباط بر قرار کند .تا اینکه یک روز که رفتم برای خرید، وقتی برگشتم دخترم به من گفت: که بابا یک چیز شیشه ای دم دهانش بود و با فندک زیر آن را حرارت میداد .وقتی به دوست آقا عبدلله زنگ زدم و پرسیدم ،گفتند :آقا عبدلله شیشه ای شده ،خداوند را شکر که به کنگره آمدیم  ومسافرم درمان شد.

جا دارد از آقا امید راهنمای مسافرم تشکر کنم که زحمت زیادی برای مسافرم کشیدند. از راهنمای عزیزم خانم زیبا ،که خیلی برایم زحمت کشید و از همه کسانی که به من و مسافرم کمک کردند تا به این جایگاه برسم.

سخنان همسفر فاطمه:

آنچه باوراست محبت است آنچه نیست ظروف تهی است .من که می گویم کلام خود نیست ،بلکه فردی است در جمع بی کران هستی ،که باورش کار هر کس نیست مگر معنای آن بداند که آن چیست .ارابه ها را در بی کران به حرکت در آورید که نگهبانان ماوراء ،به آنچه در زمین می گذردنیازمندند.


خانم زینب عزیز

((از طرف لژیون جهارم همسفران نمایندگی میرداماد اولین سال رهاییتان را تبریک عرض نموده و بهترینها را برایتان آرزومندیم))






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 دی 1396 12:37 ق.ظ
خواهر عزیزم زینب جان
اولین سال رهاییتان مبارک باد
امیدوارم در کنار خانواده عزیزت سالیان عمر رابا آرامش و شادی و سلامتی سپری کنی.بهترینها را برایتان آرزومندم
تبریک ویژه خدمت راهنمایان گرامی خانم زیبا و آقای امید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر