درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
تاریخ
چهار شنبه 29 آذر 1396


گفت و گو با سرکار خانم آنی؛ دیده بان گروه خانواده به مناسبت هفته همسفر
یک مصرف‌کننده به‌تنهایی زندگی نمی‌کند بلکه اغلب همسر، فرزند و والدینی دارد، همه این اعضا باید کمک کنند
و همراه باشند؛ رمز موفقیت همسفران همین موضوع است...

      



با عرض سلام و خیرمقدم خدمت شما برای اولین حضورتان در نمایندگی ارتش، در ابتدا هفته همسفر و همچنین تولد بیست سال رهایی بنیان کنگره60 را خدمت شما تبریک و شادباش عرض می‌کنم.

انسان گاهی فراموش‌کار می‌شود و نیاز دارد اندکی گذشته را مرور کند تا نعماتش را به یاد آورد؛ کنگره60 هم از این اصل مستثنی نیست، لطف کنید مروری از گذشته کنگره60 و سختی‌های آن بفرمایید.

کنگره60 یک ساختار است که به همین راحتی تشکیل نشد، در ابتدا چون نمونه اولیه‌ای برای درمان صحیح اعتیاد وجود نداشت، کشف این متد و اجرای آن کار بسیار دشواری بود. درگذشته مشکلات متعددی داشتیم ازجمله فراهم کردن فضا و مکان مناسب و مهم‌تر از همه اینکه جهان اعتیاد برای مردم ناشناخته بود و آن‌ها شناخت درستی از یک مصرف‌کننده نداشتند درنتیجه نگاهشان سرشار از نفرت و سیاهی بود و تصورشان این بود که یک مصرف کنده لذت‌جو، بی‌مصرف و سربار جامعه است. علاوه بر جامعه، خانواده‌ها هم فرزندانشان را قبول نمی‌کردند و آرزوی مرگشان را داشتند.

در چنین فضایی ما وارد معرکه شدیم و مسیر خیلی سختی بود؛ برخورد با ما بسیار توهین‌آمیز و تحقیرآمیز بود زیرا که درمان اعتیاد را باور نمی‌کردند و در این راه جناب مهندس دژاکام بسیار سختی کشیدند. وقتی با ایشان یکسری جلسات را شرکت می‌کردیم نگاه آن اعضا به ایشان، صرفاً نگاه یک آدم دیوانه، کارتن‌خواب و بی‌خاصیت بود، حتی اگر زمانی به کلانتری می‌رفتیم ناسزا می‌گفتند و ضرب و شتم می‌کردند. کتاب "عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر" همین سختی راه را نشان می‌دهد، ولی با وجود سختی راه، درمان و نجات از تاریکی امکان‌پذیر است. زمان‌هایی بر ما گذشت که شاید کم از مصیبت امام حسین (ع) نبود.

 عده‌ای از خانم‌ها وقتی عرصه بر آن‌ها تنگ می‌شود طلاق می‌گیرند، چرا شما جدا نشدید؟

طلاق گرفتن چه دردی را دوا می‌کند؟ ما این مسیر را دونفری باهم جلو آمدیم، من قبلش با ایشان جدال داشتم و می‌گفتم یا ترک کن یا من هم می‌نشینم با تو می‌کشم. این حرکت من یک نوع تهدید بود، شاید یک‌راه عاطفی بود که ایشان را مجبور به ترک کنم، حتی دست به خوکشی هم زدم ولی متوجه شدم او دیگر خودش نیست، یک انسان مصرف‌کننده اراده‌ای ندارد که بتواند اوضاع را تغییر دهد و گویی مسخ‌ می‌شوند. این ماجرا گذشت تا به خواست پروردگار با یکدیگر درمان را پیدا کردیم و کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر نوشته شد ولی بازهم یک عده باور نداشتند ولی ازآنجایی‌که این کتاب بر مبنای حق و حقیقت نوشته‌شده است بر دل‌وجان‌ها نشست. در ابتدای کتاب در قسمت "بر پیشانی دفتر" وقتی پسرم قبول می‌کند که در این راه همراه ما باشد، من آن را بارها خوانده‌ام و اشک ریخته‌ام.

چه امری باعث شد که خانواده دژاکام پا روی آبروی خانوادگی خود بگذارند و روشی را که برای درمان خود کشف کرده بودند در اختیار دیگران قرار دهند و این‌چنین بی‌مزد و بی‌منت همچنان به انسان‌های دربند خدمت کنند؟

در ابتدا فرزندانم معترض بودند زیرا می‌دیدند که پدرشان کم‌کم ازدست‌رفته است و مادر هم با او همراه شده و سپس امین هم به ما اضافه شد، اما با ادامه مسیر متوجه شدند که این راه درست و حق است سپس آن‌ها هم به ما پیوستند. مهندس دژاکام همیشه این صفت کمک کردن به دیگران را در خود داشتند، یکی از ابداعات ایشان درزمینهٔ الکترونیک هم برای جلوگیری از قطع شدن دست کارگران زیر دستگاه‌های صنعتی بود. مطلبی که اینجا مهم است این است که آبرو به چه چیز میگویند؟ اعتیاد جرم نبود بلکه یک بیماری بود و خیلی طول کشید تا ما بتوانیم این موضوع را جا بیندازیم. ما شاید به قولی مأمور بودیم و باید این روش درمان را پخش می‌کردیم و این روش برای من و مهندس نبود بلکه برای تمام بشریت بود.

آیا نظارت بر گروه خانواده همانند گروه مسافران، منسجم و دارای برنامه منظم هست؟

بله یک ساختار منظم و اصولی وجود دارد چون خانواده رکن اساسی زندگی است، ما اگر گروه خانواده را تشکیل نمی‌دادیم پیشرفت نمی‌کردیم چون یک مصرف‌کننده به‌تنهایی زندگی نمی‌کند بلکه اغلب همسر، فرزند و والدینی دارد، همه این اعضا باید داخل کار باشند، آموزش بگیرند، با اعتیاد آشنا بشوند، کمک کنند و همراه باشند؛ رمز موفقیت همسفران همین موضوع است. این ساختار کم‌کم شکل گرفت و پشت آن تفکر و برنامه‌ریزی دقیقی وجود داشت. در یک شعبه اسیستانت، مرزبانان و کمک راهنمایان و لژیون‌ها همه باهم هماهنگ کار می‌کنند، آموزش می‌دهند و آموزش می‌گیرند و مانند یک دانشگاه منسجم، روبه‌جلو پیش می‌روند.

چرا شما خودتان را مسافر اعلام می‌کنید؟

من وقتی به جناب مهندس گفتم مواد را کنار بگذار، همین‌طوری مبهوت به من نگاه می‌کردند، انگار که مسخ‌شده بودند و من تصور کردم که مرا مسخره می‌کنند و من هم مصرف کردم و شاید این امر باعث یک تکان در ایشان شد، شاید هیچ زن دیگری این کار را نکند و همه به من می‌گفتند تو دیوانه‌ای که طلاق نمی‌گیری؟ موضوع این بود که مسئله با طلاق گرفتن حل نمی‌شد و فرزندانم کم‌کم بزرگ می‌شدند و مسئولیت اصلی تربیت همیشه بر عهده مادر است و من به خود گفتم این راه را جلو می‌روم یا پیروز می‌شوم یا شکست می‌خورم، اگر شکست می‌خوردم حداقل می‌فهمیدم که اشتباه جلو رفتم.

چرا شما را به اسم آنی صدا می‌کنند؟

اصولاً هرکسی یک اسم مستعار دارد من هم همین‌طور.

این هفته جشن همسفر است، لطف کنید پیامی برای همسفرانی که در این سفر قدم گذاشته‌اند بفرمایید.

موفقیت در این سفر به میزان علاقه و عشقی که بین همسفر و مسافر وجود دارد بستگی دارد. یک عده فکر می‌کنند تا زمانی باید با یک شخص زندگی کنند که همه‌چیز برای آن‌ها در امنیت و رفاه کامل باشد، نه بی‌پولی نه بیماری و... به نظر من این زندگی مشترک نیست، این سرکار گذاشتن خود آدم است. وقتی شب همسرمان به خانه می‌آید جیب، موبایل و وسایل شخصی او را می‌گردیم این بدان علت است که درست تربیت‌نشده‌ایم و این عمل ضد کلام خداست، ما مسلمانیم یا مفتش؟

اکثراً روی معامله ازدواج‌کرده‌اند، برای پول یا روابط جنسی. ما باید فرزندان خود را درست تربیت کنیم و به آن‌ها راه درست و حقیقی را نشان دهیم، ما کتاب آسمانی قرآن را داریم ولی هیچی از آن نمی‌دانیم؛ به‌طور مثال ما روزی 17 رکعت نماز می‌خوانیم ولی اگر قلبمان و حسمان با خداوند نباشد این ادا درآوردن است و نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت یا اشخاصی که فقط به حجاب ظاهری خود صرفاً اهمیت می‌دهند و از تفکر و درون خود دورمانده‌اند. بهترین کتاب دینی را در دنیا، ما مسلمان‌ها داریم ولی هیچی از آن نفهمیدیم یعنی نخواستیم که بفهمیم و از هر جای آن‌ هر چیز که به نفعمان بوده است برداشت کردیم. در چند هفته اخیر حادثه دل‌خراش زلزله کرمانشاه را داشتیم، وقتی از یک عده می‌پرسیدم چرا برای کمک به همنوعان خود کاری نمی‌کنید؟ می‌گفتند وظیفه ما نیست باید دولت اقدام کند، پس وظیفه من انسان چیست؟ از انسانیت همین‌ها باقی می‌ماند، هرچه را که داریم فقط برای خود یا خانواده خود نخواهیم.

با سپاس فراوان از جنابعالی به خاطر وقتی‌که در اختیار سایت گروه خانواده نمایندگی ارتش قراردادید و از خداوند مهربان برای شما و بنیان کنگره60 سلامتی و طول عمر خواهانم.

 

تهیه و تنظیم گزارش: همسفر هانیه

عکاس: مسافر روح‌الله

منبع: کنگره 60، نمایندگی ارتش

تاریخ: 96/9/27






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 آذر 1396 09:38 ب.ظ
هفته همسفر بر اولین همسفر کنگره
سرکار خانم آنی و دیگر همسفران عزیز بنیان کنگره و کلیه همسفران و مسافران محترم مبارک باد
چهارشنبه 29 آذر 1396 12:49 ب.ظ
سلام گلم
وبلاگ خیلی خوبی داری، مطالبت عالین.
اگه دوست داشتی بیا تبادل لینک کنیم
فقط بیا و خودتو لینک کن ^_^
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر