درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده : همسفر زیبا       

 
مراسم جشن ۲۰ سالگی بنیان کنگره ۶۰ همزمان با حضور جمعی از دیدبانان کنگره ۶۰ و اعضاء خانواده جناب مهندس در محل لژیون پزشکان با طراوت خاصی برگزار شد.



 

جناب مهندس

این‌که می‌گوییم بنیان کنگره، بنیان همان مفهوم ریشه را دارد چون کنگره ۶۰ ساختار هرمی نیست؛ در اکثر ساختار که نگاه می‌کنیم می‌بینیم یک نفر در رأس قرار دارد و به ترتیب به پایین هرم که می‌رسد، رعیت در کف هرم قرار دارند.

کنگره ۶۰ معکوس این است؛ اول پایه کنگره ۶۰ قرار دارد. بعدی ریشه کنگره که یک شجره است که شامل ۱۴ دیدبان است و بعدازآن می‌رسیم به شاخه‌های اصلی درخت که کمک راهنماها و مرزبان‌ها هستند، شاخه‌های فرعی که سفر دومی‌ها هستند تا می‌رسیم به شکوفه‌ها که آنها تازه واردین هستند. در این فرآیند و در این سیستم، شکوفه‌ها می‌بایست تبدیل به میوه بشوند.

در کنگره ۶۰ رسم هست که بچه‌ها هرساله جشن می‌گیرند و ما هم اوایل این کار را می‌کردیم ولی چون تعداد افراد زیاد شدند و تولدها زیاد شد، تصمیم گرفتیم جشن تولدها یک‌ساله و سه سال و پنج‌ساله و همین‌طور به ترتیب برگزار شود و سعی کردیم فاصله بین این‌ها بیافتد؛ یعنی هر کس هرسال اجازه ندارد تولد بگیرد. تا اینکه من تولد ۱۰ سالگی خودم را گرفتم و بعد ۱۴ سالگی گرفتم بلکه فاصله‌ای بیافتد تا بتوانم به کارهای دیگرم برسم و گفتم فرصت را در اختیار آن‌هایی بگذاریم که تازه به یک سال رهایی رسیده‌اند. من تصمیم گرفتم که تولد نگیرم تا ۲۰ سالگی که ۶ سال این وسط فرصت رسیدگی به کارها را داشته باشم تا اینکه چشم به هم زدیم شد ۲۰ سال. گفتند الوعده وفا؛ من گفتم تکذیب می‌کنم. این است که بارها از من خواستند دستور جلسه بنیان کنگره ۶۰ را در دستور جلسات مطرح کنیم و بگوییم پایه کنگره چگونه شکل گرفت و چگونه به وجود آمد؟! این شد که من امسال پذیرفتم این دستور جلسه را مطرح کردم.

پایه کنگره ۶۰ خیلی قوی و محکم است و بقول دوستان، هم متون زیادی دارد، هم استدلال زیادی دارد و هم کتاب‌های زیاد. ما نزدیک به ۶۰۰ سی دی آموزشی داریم که هرکدام با دیگری فرق دارد. این‌ها همان پایه‌ها هستند و چون پایه بر مبنای درستی و حقیقت و یا صداقت و یا آن چیزی که می‌توانستیم بنیان شد، درنتیجه ادامه پیدا کرد. اگر کج بود امروزه به این نقطه‌ای که هستیم نمی‌رسیدیم. امروزه بالغ‌بر ۵۰ مرکز در ۲۱ استان داریم و که شدیداً جلوی آن را گرفته‌ام. در آمریکا بسیاری از متخصصان کنگره ۶۰ را می‌شناسند و با من در ارتباط هستند و دائماً علاقه‌مند هستند که در کشور خودشان این سیستم را پیاده کنند.

بنابراین همان‌طور که بچه‌ها اشاره کردند، در آن سال‌های اول کار بسیار سخت بود؛ والعادیات یک، والعادیات دو، والعادیات سه، سر این چهارراه می‌گرفتند، سر آن خیابان بگیروببند بود، هر ۳ یا ۴ ماه یک‌بار حمله می‌کردند و می‌گرفتند و به جزیره می‌بردند. بچه‌هایی که از جزیره برمی‌گشتند شبیه بچه‌های یمنی بودند که الآن در تلویزیون نشان می‌دهد که لاغر با سرهای بزرگ هستند. جزیره در نزدیک بوشهر بود که با میلگرد بچه‌ها را می‌زدن و بدنشان کرم می‌زد، با چوب‌کبریت این کرم‌ها را از گوشه چشم این افراد درمی‌آوردند. بعد از چند سال یکی از بزرگان به سراغ این‌ها رفته بود و دیده بود این‌ها در حال مرگ هستند و این افراد را بردند پل رومی و گفتند به این‌ها تغذیه بدهید تا بتوانند کمی راه بروند. واقعاً یک حالت وحشتناکی بود.

حال با این اوصاف می‌گفتند شما می‌خواهی بگویی تریاک را مصرف بکن تا حالا ۳ گرم می‌خوردی از این به بعد ۲/۵ گرم بخور! تا حالا ۱۵۰ پوک تریاک می‌کشیدی، الآن ۱۲۰ پوک بکش! همه می‌خندیدند و مسخره می‌کردند. هم مسئولین کشور، هم سیستم پزشکی کشور، هم‌خانواده‌ها، هم خود مصرف‌کننده‌ها. می‌گفت من می‌خواهم قطع کنم تو می‌گویی بیا بکش؟! خانواده می‌گفت من می‌خواهم این را ترک بدهم تو می‌گویی بیاید مصرف کند؟! داری تبلیغ می‌کنی؟!

با آن شرایط بحرانی کار را شروع کردیم و این خواست خدا بود و من هم صبر و حوصله کردم و ذره‌ذره این قضیه شکل گرفت.

من هیچی نداشتم؛ کفش نداشتم، نه یک ریال پول بود، ولی آن خواسته و اعتقاد و باور بود که این کم‌کم شکل گرفت. مسعود گفت که بعضی‌ها افسانه سازند و بعضی‌ها افسانه‌گو و بعضی‌ها افسانه شنو، مسعود ۲ مورد را گفت که ما افسانه‌ساز و افسانه‌گو بودیم ولی ما هر ۳ بودیم؛ من می‌شنیدم و روی خودم اجرا می‌کردم و الآن افرادی که افسانه شنو هستند وارد سفر اول می‌شوند. می‌آیند و در ابتدا می‌شنوند و بعد تبدیل به افسانه‌گو می‌شوند، تبدیل به راهنما، مرزبان و... می‌شوند و بعد می‌شوند افسانه‌ساز؛ می‌شوند قهرمان لیگ راگبی کشور. خیلی‌ها سواد نداشتند و الآن در حال تحصیل در دانشگاه هستند. پس افسانه‌ساز می‌شوند و این چرخه به این صورت حرکت می‌کند.

امروز به‌جایی رسیدیم که باعث خوشحالی ماست؛ چون روی تفکر و اندیشه درستی حرکت کردیم. کنگره فهمید که باید با دانشگاه در ارتباط باشد. فهمید که باید با پزشکان عزیز در ارتباط باشد. فهمید قسمت زیاد بار مسئولیت به عهده پزشکان است. هر پزشکی آرزو و خواسته قبلی دارد که بیمارش درمان شود حال ممکن است عدۀ کمی ممکن است این وسط پول زیادی هم بگیرد ولی او هم خواسته‌اش این است که مریض خوب شود. کمتر پزشکی وجود دارد که این را نخواهد ولی تفکر چیز دیگری بود و الآن هم ممکن است تفکر چیز دیگری باشد ولی من این را فهمیدم که اگر راه و روش درست، متد درست و اطلاعات درست را به پزشک منتقل کنیم، او هم در مسیری قرار می‌گیرد که بیماران را به‌درستی درمان می‌کند. در هیچ کجای دنیا این ارتباط برقرار نیست. یکی از معضلات و مشکلات امروز آمریکا بین گروه‌های خودیار و همیار همین است؛ ازیک‌طرف پزشک می‌گوید مصرف کن ولی آنها می‌گویند باید قطع کنی و شکاف عمیقی بین این‌ها وجود دارد. ولی امروزه این مهم انجام شد و خوشبختانه کنگره ۶۰ از وجهه خوبی برخوردار است، ازنظر مالی از وضعیت خوبی برخوردار است، ازنظر مکان‌هایی که دارد، اکثراً مال خود کنگره است. در بعضی شهرها درخواست تأسیس شعبه دادند و حاضر شدند ملک در اختیار کنگره بگذارند ولی ما نپذیرفتیم چون نمی‌توانیم این سیستم را به‌یک‌باره بزرگ کنیم، باید تا مرحله برود که بتوانیم کنترلش کنیم.

امیدوارم به کمک پزشکان عزیز بتوانیم آکادمی لازم خودمان را به وجود بیاوریم. آکادمی باشد که علوم اعتیاد را ارائه دهد یعنی هم فیزیولوژی باشد، هم روان باشد و هم تفکر و جهان‌بینی باشد. امیدوارم برای سایر بیماری‌ها که همان تئوری ایکس است بتوانیم در آن آکادمی به مرحله اجرا دربیاوریم چون تمام بیماری‌ها بخصوص بیماری‌های سایکوسوماتیک (اختلالات روان‌تنی) در این سیستم قابل‌درمان است. بیماری‌هایی که شما تصور می‌کنید درمان ندارد، به اعتقاد من همه آنها قابل‌درمان است و امیدوارم به کمک همدیگر موفق به این کار بشویم.





































































آرزوی جناب مهندس:

من دو آرزو باید داشته باشم که یکی را باید بگویم و دیگری را برای خودم نگهدارم.

من هر دو خواسته و آرزوی خودم را می‌گویم: یکی اینکه به‌زودی مرکز آکادمی بین‌المللی علوم و تحقیقت اعتیاد را در ایران دایر گردد تا همه بتوانند از آن بهره‌مند شوند. آرزوی دیگرم سلامتی و بهروزی همه شما عزیزان هست و این را باید اینجا اعلام کنم که در انجام این کار کنگره ۶۰ افراد زیادی ازجمله دیده‌بانان و افراد دیگری زحمات زیادی کشیدند. این مسیر اصفهان را چندین هزار کیلومتر رفتند و آمدند یا یک نفر به درمان برسد. در حال حاضر هم افرادی هستند که در طول هفته چندین هزار کیلومتر به شهرها سفر می‌کنند برای بازرسی یا رهایی دیگران که از این افراد سپاسگزارم.

تهیه کننده:همسفر کبرا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 آذر 1396 06:57 ب.ظ
تشکر و ممنون خانم کبری عزیز بابت زحماتتون
چهارشنبه 22 آذر 1396 12:50 ب.ظ
خدا قوت کبری جان بابت زحمات شما بی نهایت مچکرم انشالله رهایی مسافرت راجشن بگیریم
چهارشنبه 22 آذر 1396 11:00 ق.ظ
سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه اونم اینکه به وب سایت منم سر بزنی و باهم تبادل لینک داشته باشیم از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر