درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا

جناب مهندس

سلام دوستان حسین هستم مسافر:

از مسعود عزیز تشکر می‌کنم جلسه خیلی خوبی داشتند و خیلی خوب موضوع را شکافتند.

در وادی سوم می‌خواهد بگوید که؛ کاسه، داغ‌تر از آش نمی‌شود. کل مطلب این است؛ هیچ‌وقت کاسه از آش داغ‌تر نمی‌شود؛ یعنی هیچ‌کس برای انسان دلسوزتر از خودش وجود ندارد. هیچ‌کس به‌اندازه خود انسان راجع به خودش فکر نمی‌کند. بیشترین کسی که برای هر فردی فکر می‌کند خود شخص است. دیگران خیلی عاشق انسان هستند و انسان را دوست دارند برای انسان اهمیت و ارزش قائل هستند اما اگر بیاییم بدون تعارف و رودربایستی نگاه کنیم، هیچ‌کس به‌اندازه خود انسان راجع به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. پس بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم که دیگران برای ما دلسوزی کنند، دیگران کاسه‌ای بشوند که از آش داغ‌تر باشد، چنین چیزی وجود ندارد. این را دارد در وادی سوم مطرح می‌کند، بچه‌ها هم در مشارکت گفتند که: شخص مقصر مصرف‌کننده شدن خود را افراد دیگر می‌داند، حالا هم که می‌خواهد درمان بشود، باید دیگران بیایند کمک کنند، دیگران باید او را تشویق کنند به او جایزه بدهند، امکانات بدهند که تازه رها کند؛ اگر برای من ماشین بخرید، خانه بگیرید، اگر برای من زن بگیرید، اگر برای من فلان کار را بکنید ترک می‌کنم و ... این‌طوری مطرح‌شده، آب پاکی را بریزید دست او؛ اگر او به من بگوید می‌خواهم مصرف کنم می‌گویم برو مصرف کن، می‌گوید هوس کردم مهندس بروم مواد بزنم می‌گویم برو بزن، چرا نمی‌روی بزنی اشتباه می‌کنی، اصلاً این امکان رشوه دادن، حق حساب دادن و این اسلحه را به دست هیچ‌کس نمی‌دهم که؛ نه تو نباید مصرف کنی، اعتیاد این‌قدر بد است. اگر می‌خواهی مصرف کنی برو این‌قدر بکش که از گوش‌هایت هروئین بزند بیرون، برو این‌قدر تزریق کن از موهای سرت هم هروئین بزند بیرون، هر چه می‌خواهی برو مصرف کن، خود دانی، بهایش را بده عمل کن.


مطلب دیگری که سی دی مطرح می‌کند، راجع به صور پنهان و صور آشکار انسان صحبت می‌کند. ما اگر بیاییم نگاه کنیم واقعاً یک‌چیزهایی ما نمی‌دانیم چی هست، همین اعتیاد را هنوز نمی‌دانیم چی هست، ما چه تعریفی از اعتیاد داریم که واقعاً بدرد بخور باشد، اعتیاد به کامپیوتر، اعتیاد به قماربازی، اعتیاد به کفتربازی، اعتیاد به مسائل جنسی را نیز می‌گذاریم کنار اعتیاد به مصرف مواد، می‌گوییم فرقی نمی‌کند، این‌ها هم اعتیاد است! دیروز با یکی از دوستان صحبت می‌کردم می‌گفتم این‌ها باهم خیلی فرق می‌کند در اعتیاد به قمار، شما که ورق‌های قمار را قورت نمی‌دهید، یا اعتیاد به کامپیوتر که کامپیوتر را قورت نمی‌دهید. افکار و اندیشه و امواج است، ولی در اعتیاد به مواد مخدر یک‌چیزی را باید قورت بدهی یک‌چیزی بخوری، شما باید دود هروئین را استنشاق کنید دود آن برود در ریه مستقیماً وارد خون بشود و از سدّ خونی مغز بگذرد وارد سیناپس‌ها بشود و آنجا تداخل کند کار کند، عمل کند حال تو را تغییر دهد، هم الکل هم مواد مخدر. پس دو تا مقوله کاملاً متفاوت هستند، اصلاً قابل قیاس نیست.

 اعتیاد به کامپیوتر و فضای مجازی اصلاً قابل قیاس با مسئله اعتیاد به مواد مخدر و الکلیسم نیست. چون آن فقط به‌صورت افکار، امواج است، این یکی هم به‌صورت افکار و امواج هست و هم به‌صورت ذره، به‌صورت فیزیولوژی هم هست، به‌صورت قورت دادن و خوردن و وارد بافت بدن شدن هم هست، خیلی خیلی فرق می‌کند ما هنوز نمی‌دانیم چی هست، سال‌ها داریم اعتیاد را درمان می‌کنیم ولی اعتیاد خودش چی هست؟ به یک تعریف برسیم که واقعاً آن تعریف بتواند جامع باشد. ما سعی می‌کنیم در کنگره همیشه از آن پائین شروع کنیم. ما الآن با ویلیام بعد از ده سال، 12 سال داریم نامه‌نگاری می‌کنیم، در امریکا بزرگ‌ترین اساتید، کنفرانس‌ها، جلسات، دانشمندان بزرگ حوزه اعتیاد همه از دوستان او هستند، با همدیگر سروکار دارند، من تازه بعد از دوازده، سیزده سال، به او گفتم که باید تعریف سه چیز برای ما مشخص باشد تا تعریف این سه تا را ما ندانیم هیچ کار نمی‌توانیم بکنیم.

قبل از هر چیز ما باید بدانیم روان چی هست؟ باید یک تعریف جامع برای روان بدهیم. من اتفاقاً دیروز با یکی از دوستان روان‌پزشک صحبت می‌کردم، همین بحث مطرح شد، گفتم به نظر شما روان چی هست؟ گفت من تابه‌حال فکر نکردم روان چی هست و روی آن متمرکز نشدم. اصلاً زندگی و هستی ما هم همین‌طوری است ها، خیال می‌کنیم می‌دانیم ولی نمی‌دانیم. مفهوم کاملی که روان چی هست که بفهمیم نداریم. اولین چیز اینکه بدانیم روان چی هست؟ دومین چیز اینکه بدانیم روان را چه چیزی به وجود می‌آورد. اول باید بدانیم روان را چه به وجود می‌آورد تا بتوانیم آن را درمان کنیم. ما وقتی ندانیم روان را چه چیزی به وجود می‌آورد، چطور می‌توانیم آن را درمان کنیم. چطوری شکل می‌گیرد باید بدانیم. بعد می‌آییم روی اعتیاد که اصلاً اعتیاد چه هست؟ مکانیسم آن چگونه است. دوست محقق من می‌گفت که در امریکا دو دیدگاه هست یک دیدگاه که مال دموکرات‌ها است می‌گویند برای اعتیاد این‌قدر به او متادون بدهید تا وارد مرحله‌ای بشود که دیگر نخواهد مواد مصرف کند، هرچه متادون می‌خواهد به او بدهید. یک دیدگاه می‌گوید اصلاً ندهید باید برود کلیسا با دعا و. ترک کند؛ حالا جالب است، آن‌ها همه یک سری پزشکان متخصص، اساتید دانشگاه و روانشناس علمی هستند، این‌طرف هم یک سری علمی هستند؛ ولی یکی پیدا بشود بگوید که بابا اصلاً اعتیاد چی هست که بخواهید آن را درست کنید. وقتی در امریکا معتقد هستند، اعتیاد یک بیماری مرموز، لاعلاج و پیش‌رونده است، اصلاً نمی‌شود درمان کرد، خواستند با هروئین درمان کنند فرد، هروئینی شد، خواستند با متادون درمان کنند، همه متادونی شدند، گفتند که این‌طوری که نمی‌شود، پس یک کاری کنیم که همیشه متادون بخورند، همان Harm reduction و Maintenance درمان نگهدارنده مطرح شد که گفتند تا آخر عمرشان بخورند.

خوب یک نفر بگوید آقا تو چه می‌گویی؟ اصلاً مکانیسم اعتیاد چی هست؟ اصلاً درمان آن چیست؟ داکیومنت ها را بگذار در کوزه آبش را بخور، این‌قدر از این داکیومنت ها نوشته‌اند، هزاران هزار مقاله I.S.I راجع به شیشه، راجع به فلان این‌ها علم نیست. به اعتقاد من یک سری خزعبلات است. اسم آن را گذاشته‌ایم داکیومنت، اسم آن را گذاشته‌ایم علم، چه و چه، علم کدام است، منظور من در مقوله اعتیاد است، به‌جاهای دیگر کاری ندارم. کدام علم؟ فقط به درد این می‌خورد که شما مقاله I.S.I بدهید، استادیار هستید می‌شوید دانشیار، دانشیار هستید می‌شوید استاد. بعد گرید می‌گیرید، فلان می‌گیرید، چهارتا مقاله دارد، سی تا مقاله این برای این‌ها خیلی خوب است، جلسات، همایش‌ها، شما یکی را درمان کن. ولی شما از این دو هزارتا چند هزارتا مقاله شیشه، یک شیشه‌ای را درمان کن، یک هروئینی را درمان کن. یک بیمار روانی را درمان کن، این مهم است. به قول قدیمی‌ها، این همه می‌چری کو دنبه‌ات؟ ما آن را می‌خواهیم.

تا زمانی که پایه‌های کلیدی؛ مفهوم‌ها دقیقاً برای ما مشخص نشود؛ اول باید روی تعریف‌ها کار کنیم. اصلاً کلمه اعتیاد در فرهنگ زبان فارسی برای مواد مخدر یک کلمه غلطی است. اعتیاد از عود می‌آید، عود یعنی برگشت، عادت، شما کاری را اگر هر شب انجام بدهید؛ عود کنید به آن کار می‌شود اعتیاد. مثلاً شما به مسواک اعتیاد دارید، هر شب که می‌شود باید حتماً مسواک کنید، برگشت می‌کنید به مسواک کردن هر شب. یا هر شب عادت دارید ساعت 9 شب می‌خوابید، هر شب که ساعت 9 شب شد شما عود می‌کنید، برگشت می‌کنید به شب قبل، ساعت 9. از عادت کردن می‌آید.  البته اعتیاد به مواد مخدر یک عادت نیست، یک بیماری فیزیولوژی است، یک کمبود ساختارهای فیزیولوژی است؛ کمبود سیستم‌های ضد درد و کمبود مخدرهای طبیعی بدن و به هم ریختن نورو ترانسمیترها، هورمون‌ها، مدیاتورها، آنزیم‌ها است. همه تعادل به‌هم‌ریخته است، این عادت نیست. پس بنابراین در قضیه‌ای که مهم است برای ما و در کنگره داریم این کار را می‌کنیم، برای همه‌چیز داریم اول تعریف‌ها را مشخص می‌کنیم، بعد می‌آییم روی آن کار می‌کنیم. یکی از دلایلی که کنگره موفق هست اینکه اول برای هر چیز تعریف آن را مشخص می‌کند، حالا تعریف آن ممکن است، صد درصد درست نباشد، ولی سعی می‌کند پنجاه‌درصد درست باشد، 60 درصد درست باشد، 20 درصد درست باشد، لااقل یک‌چیزی درست باشد. وقتی شما می‌گویید اعتیاد یک مسمومیت مزمن است یعنی همش، سرتاپایش غلط است، پنج درصد آن‌هم درست نیست. چون مسمومیت با مواد مخدر، با اعتیاد و معتاد زمین تا اسمان فرق می‌کند گرچه این تعریف چند سال پیش مال بهداشت جهانی بود؛ غلط است دیگر حالا هرچه می‌خواهد بگوید. وقتی می‌گوید اعتیاد یک وابستگی دارویی است، وابستگی دارویی معنی ندارد یعنی چی؟ منظورت از وابستگی دارویی یعنی چه؟ پس چرا نمی‌گویی بیماری قند یک وابستگی دارویی است. بیماری قند هم باید هر روز یا انسولین خود را بزند یا قرص‌هایش را بخورد؛ نمی‌گوید که وابستگی دارویی است. پس یک چیزهایی است.

حالا منظور من این است که اینجا داریم کارهایی انجام می‌دهیم، روی این قضایا است که برای هر چیزی ما تعریف آن را داشته باشیم که بر مبنای آن تعریف باشد. من چهارشنبه این هفته به دویست و یازده نفر گل رهایی دادم، مال یک هفته، صد و هفت نفر آن مال مواد مخدر بودند، سی، چهل نفر مال درمان سیگار بودند با همین متد؛ سیگار هم مثل آب خوردن حل می‌شود. حدود 40 الی 50 نفر مال گروه خانواده بودند آن‌ها هم به درمان رسیدند. در یک هفته صدوسی و هفت نفر، نمونه جنسیت ای که این‌ها نه وسوسه دارند، اصلاً ما همه‌چیزمان غلط است، من با همان دوست خودم صحبت می‌کردم راجع به همین وسوسه بود، گفتم اصلاً این وسوسه نیست، وسوسه برای مواد مخدر معنای غلطی است. اصلاً به مواد مخدر نمی‌چسبد. شما ممکن است وسوسه قمار داشته باشید، وسوسه سکس داشته باشید، وسوسه کبوتربازی داشته باشید، وسوسه خیلی چیزها داشته باشید. ولی اعتیاد وسوسه نیست، اعتیاد نیاز است؛ اعتیاد لذت طلبی نیست، اعتیاد نیاز است اول آن لذت طلبی است. وقتی یک فرد تریاکی که تریاک مصرف نکرده است و اسهال گرفته، خوابش نمی‌برد، برود تریاک بخورد می‌شود وسوسه؟! یا می‌شود برطرف کردن نیاز خودش. تریاکی، تریاک مصرف نکرده است، نمی‌تواند مسائل جنسی‌اش را انجام بدهد این اگر برود بزند می‌شود وسوسه؟! یا نیاز او است؟ یک نکته دیگر هم بگویم که جمله‌ام را تمام کنم؛ سازهای موسیقی همه مثل هم هستند هیچ‌کدام سخت نیست، تار زحمت دارد یاد بگیرید، ویولن هم زحمت دارد، سنتور همین‌طور، پیانو همین‌طور، فلوت همین‌طور هر سازی یاد بگیرید سختی خودش را دارد مثل هم است، حالا یک اختلافات کوچکی باهم دارند در اعتیاد هم همین‌طور است؛ کلیه مواد مثل هم است یک تفاوت‌های کمی باهم دارند. آسان‌ترین ماده‌ای که می‌شود ترک کرد، شیشه است یعنی ما در مواد مخدر که نگاه کنیم از همه آسان‌تر، ساده‌تر و پیش‌پاافتاده‌تر شیشه است، بعد از شیشه آسان‌ترین، ساده‌ترین، حشیش و گل و این‌ها است. از حشیش و گل بگذریم می‌رسیم به هروئین، بعد از این‌ها ساده‌ترین نوع ماده مخدری که درمان می‌کنیم هروئین است. بعد از هروئین می‌رسیم به تریاک و بعد از تریاک می‌رسیم به شیره؛ اگر بخواهیم یک‌ذره اختلاف قائل بشویم این است. ترک درمان تریاک به‌مراتب صد برابر سخت‌تر از درمان هروئین است؛ ممکن است باورتان نشود بنابراین کسی هروئین مصرف می‌کند، مسئله بزرگی در نظر نگیرید، هروئین یک اسم بزرگی پیدا کرده است چون ما در هروئین با یک ماده دی استیل مورفین طرف هستیم؛ یک ماده، سیستم پایدار هم ندارد، بکشید، دو ساعت بعد از کله‌ات می‌پرد. تمام تریاکی‌های قدیم می‌گفتند اگر می‌خواهی تریاک از سرت بیافتد برو یک مدت هروئین بکش بعد هروئین را ترک کن. در هروئین ما با دی استیل مورفین طرف هستیم، ولی در تریاک با بیست‌وپنج تا پنجاه آلکالوئید طرف هستیم، ما در تریاک با مورفین طرف هستیم، با کدئین طرف هستیم، با پاپاوارین، با پرتوپرین، با تبائین، نارسئین و ... با مجموعه، کوکتل داروهای متعدد بسیار نیرومند مواجه هستیم. هروئین سه‌روزه قضیه‌اش تمام می‌شود؛ دردهای فیزیکی سه‌روزه، دوروزه تمام می‌شود ولی تریاکی نه چندین ماه طول می‌کشد. منظور من این است که اگر در کلینیک‌های خودتان، در بین مریض‌های خودتان به فرد هروئینی برخورد می‌کنید، خیال نکنید هروئین چیز بزرگ و سنگینی هست، قابل‌درمان نیست، پیچیده است، خیلی ساده بگیرید؛ می‌شود خیلی به‌راحتی هروئین را جمع‌وجور کرد. از اینکه به حرف‌های من توجه کردید از همه شما متشکرم. ممنون.

سلام دوستان حسین هستم مسافر:

موضوع تئاتری که مسعود صحبت کرد، موضوع آن است که ما داریم آموزش می‌دهیم، ولی آموزش‌ها همه یک لغت سخت، پیچیده است که هیچ‌کس سر درنمی‌آورد چه می‌گوید برای هر چیزی یک سری لغت‌های خیلی خاص، پیچیده و اصطلاحات بکار می‌بریم. موضوعی که من مطرح کردم، فلسفه و عرفان است. استاد فلسفه و عرفان صحبت می‌کند، هیچ‌کس هیچ‌چیز نمی‌فهمد، یک پزشک می‌آید این‌قدر اصطلاحات انگلیسی صحبت می‌کند که طرف هیچ نمی‌فهمد او چه می‌گوید. آنجا این مسئله را مطرح می‌کند که اگر می‌خواهیم آموزش بدهیم باید ساده بگوییم که انسان‌ها متوجه بشوند، بیاموزند، کل مسئله این است؛ این را به طنز گرفته‌اند. در ثانی ما به بچه‌های خودمان همه‌چیز داریم یاد می‌دهیم در کنگره مواد آن‌ها را درمان کردیم، سیگار آن‌ها را درمان کردیم، اضافه‌وزن آن‌ها را داریم تغییر می‌دهیم، آداب معاشرت به آن‌ها یاد می‌دهیم، زندگی هم داریم یاد می‌دهیم؛ زندگی همه ما شده برویم سرکار، بیاییم خانه، ُ رادیو بیگانه را بگیریم اخبار اینجا، آنجا و شب می‌گیریم می‌خوابیم و اصلاً از خانه بیرون نمی‌رویم اعضاء خانواده را هم نمی‌بینیم. این هست که این تئاتر را نوشتم بچه‌های کنگره بروند بیرون، گروهی دارند می‌روند، بعضی بچه‌ها می‌گویند که اولین بار بود به تئاتر می‌رفتیم. برای بعضی‌ها جالب است دارند می‌روند، شما عزیزان هم توصیه می‌کنم که اگر خواستید غیر از شنبه، تمام روزها در تماشاخانه سپند اجرا می‌شود. کریم‌خان، آبان جنوبی، تماشاخانه سپند، بلیط آن را هم اگر بخواهید بگیرید سایت تیوال هست می‌توانید مستقیم وارد شوید و اینجا هم کنار ورزش باستانی زیر آلاچیق‌ها بلیط فروخته می‌شود، ساعت هفت و نیم بعدازظهر هم شروع می‌شود. خیلی خوشحال می‌شویم که شما را آنجا ببینیم، هنرپیشه‌های آن‌هم هنرپیشگان مشهوری هستند، امیر کربلایی، شهره سلطانی، عمار تفتی و ... هرکدام را سی چهل میلیون تومان دستمزد داده‌ایم بازی کنند، به‌هرحال خوشحال می‌شوم تشریف بیاورید.

سلام دوستان بابک هستم مسافر:

نگهبان شورای O.T کنگره 60 هستم. دوستان خواهش می‌کنم به‌هیچ‌عنوان بدون نامه به بچه‌های کنگره 60 شربت ندهید. یکی از خطوط قرمز خیلی مهم کنگره 60 این است که بچه‌ها در زمان مقرر، خودشان شخصاً مراجعه کنند و با نامه شربت بگیرند. اگر این قوانین ما شکسته شود، برخلاف میل باطنی‌مان همکاری ما با آن کلینیک قطع می‌شود. سپاسگزارم.

رهایی کلینیک‌ها

نام کلینیک: حامی (اراک)، نام پزشک: آقای دکتر احمد، نام راهنما: آقای مسعود، نام مسافر: آقای یحیی

سلام دوستان احمد هستم مسافر: پزشک و کمک راهنمای کنگره 60 هستم، من قبل از این‌که مسافر کلینیک را خدمت شما اعلام کنم، قبل از شروع لژیون برای آقای مهندس یک موردی را مطرح کردم، ایشان فرمودند که در لژیون این مورد را گزارش کنید. سال گذشته تابستان 97 یک زوج به من مراجعه کردند که هر دو نفر مصرف‌کننده مواد مخدر بودند، آقا مصرف تریاک کشیدنی داشت و خانم مصرف تریاک خوراکی و انواع قرص‌های ضدافسردگی، ضد اضطراب، این زوج دوازده سال بود که ازدواج کرده بودند و در این مدت بچه‌دار نشده بودند. هر دو نفر درمان را شروع کردند، مسافر آقا تابستان امسال خدمت آقای مهندس رسیدند و گل رهایی خود را گرفتند و مسافر خانم هم تقریباً بیست روز پیش گل رهایی خود را گرفتند و هم‌زمان بااینکه رها شدند، آزمایش بارداری خودشان را برای من آوردند و طبق گفته خودشان و مستنداتی که داشتند ما خواستیم که یک کپی هم در پرونده خودمان داشته باشیم، این‌ها حتی I.V.Fهم انجام داده بودند و خانم باردار نشده بود؛ و خدا را شکر با متد درمان D.S.T این مشکل حل شد. من در کنگره شنیده بودم خیلی افراد مشکلات دیگری نیز دارند که وقتی اعتیاد را درمان می‌کنند مشکلات دیگر و ناباروری آن‌ها برطرف می‌شود، خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم که متد درمانی کنگره 60 این قابلیت و توانایی را دارد که نه‌تنها مشکل اعتیاد، خیلی از موضوعات دیگر هم حل بشود؛ و این جای سپاسگزاری از آقای مهندس دارد و تشکر ویژه، وظیفه خودم می‌دانم از ایشان و کنگره 60 تشکر کنم. آقا یحیی امروز وارد سفر دوم می‌شوند، نکته‌ای که می‌خواهم درباره ایشان بگویم اینکه ایشان وقتی به کلینیک آمدند به من گفتند من به شعبه پروین اعتصامی اراک رفته بودم و آن‌ها گفتند چون شما سواد ندارید از پذیرش شما معذور هستیم، سن ایشان نیز کمی بالا بود. من به ایشان گفتم به شرطی شما را پذیرش می‌کنیم که به من قول بدهی که در طول سفر که سی‌دی‌ها را گوش می‌دهی سواد هم یاد بگیری و خوشبختانه ایشان امروز هم اعتیادشان درمان شده‌اند و هم باسواد هستند، شاید از خیلی بچه‌های دیگر در لژیون تکالیفشان را کامل‌تر می‌نویسند. این هست که جا دارد به ایشان تبریک بگویم و نیز به آقای مهندس و کنگره 60.

مسافر: سعید، آخرین آنتی ایکس مصرفی: تریاک، مدت سفر: 10 ماه و چهار روز، روش درمان: D.S.T، داروی درمان: شربت O.T

نام کلینیک: افق (شهرکرد)، نام پزشک: آقای دکتر علی، نام راهنما: آقای مهدی، نام مسافر: آقای محمود

مسافر: سعید، آخرین آنتی ایکس مصرفی: تریاک و شیره، مدت تخریب: 21 سال، مدت سفر: 10 ماه و 2 روز، روش درمان: D.S.T، داروی درمان: شربت O.T

نام کلینیک: سحر اشتیاق، نام پزشک: آقای دکتر بهرام، نام روانشناس: خانم مینا، نام راهنما: آقای جواد، نام مسافران: آقایان حسین و بهروز، نام همسفران: خانم مریم و مسیح

 

مسافر: حسین، آخرین آنتی ایکس مصرفی: تریاک، شیره، شیشه، مدت سفر: 10 ماه و 4 روز، روش درمان: D.S.T، داروی درمان: شربت O.T

مسافر: بهروز، آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیشه، مدت سفر: 11 ماه و 12 روز، روش درمان: D.S.T، داروی درمان: شربت O.T

نام کلینیک: اهورا، نام پزشک: آقای دکتر رضا، نام راهنما: آقای حشمت، نام مسافر: آقای کیومرث

مسافر نیکوتین: کیومرث، آخرین آنتی ایکس مصرفی: سیگار، تخریب: 25 سال، روش درمان: D.S.T، داروی درمان: آدامس نیکوتین

دریافت گل  رهایی از دستان جناب مهندس

تایپ: همسفر الهام

تهیه و تنظیم: مسافر سعید

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات