درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
دوشنبه 11 آذر 1398

گزارش لژیون پزشکان پارک طالقانی جمعه 1398/9/8؛

«وادی سوم و تأثیر آن روی من و سی دی نیروی دوباره»

+
1
11


دکتر مسعود: کمک و مشورت خوب است، اما قدم اول خود ما هستیم که باید بررسی کنیم و مشکل را حل کنیم.

ششمین جلسه از دور هجدهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 مخصوص لژیون پزشکان پارک طالقانی با دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من و سی دی نیروی دوباره» با استادی دکتر مسعود و نگهبانی جناب مهندس و دبیری مسافر محسن در روز جمعه مورخ 98/9/8 رأس ساعت 8 صبح آغاز بکار نمود.


سخنان استاد:

سلام دوستان دکتر مسعود هستم یک مسافر:

خیلی خوشحال هستم بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم. اینجانب مسعود حاج رسولی هستم، دکترای فیزیولوژی ورزش و حدود پانزده سال است که در خدمت آقای مهندس و کنگره 60 هستم.

اگر وادی سوم را نگاه کرده باشید با کلمه تأکیدی، باید، شروع شده است؛ باید مفهوم دارد. ما یک‌وقتی می‌گوییم: لطفاً این کار را انجام بدهید، بهتر است این کار را انجام بدهید، این‌ها توصیه و نصیحت است ولی وقتی می‌گوییم باید، یعنی دستور است و باید این‌گونه عمل بشود. در اصل اینکه ما باید به یاد داشته باشیم که در زندگی خوشی و ناخوشی است، ناراحتی پیش می‌آید، خیلی وقت‌ها که مشکلی پیش می‌آید ما به جای اینکه خودمان به فکر خویشتن خویش باشیم، خودمان بخواهیم مشکلات خودمان را حل کنیم به جاهای دیگر فکر می‌کنیم به‌عنوان‌مثال به خدا می‌سپاریم، به تقدیر و خیلی مسائل دیگر درحالی‌که در مواقع ای که دچار مشکل در زندگی می‌شویم باید خودمان به فکر حل آن باشیم نه دیگران. البته کمک و مشورت خوب است، اما قدم اول خود ما هستیم که بررسی کنیم و مشکل را حل کنیم. برای پیدا کردن راه‌حل، بهترین راه این است که اول راجع به موضوعی که برایمان پیش آمده تفکر کنیم، مشورت و کمک‌های صادقانه را نیز می‌توانیم قبول کنیم. هیچ‌کس در این دنیا به‌اندازه خود ما نمی‌داند که ما چه انجام داده‌ایم و چه اشتباهاتی کرده‌ایم که منجر به این مشکل شده است و باید خودمان برویم دنبال حل مشکل و برطرف کردن آن.

در مورد سی دی نیروی دوباره؛ بحث این است که دیدگاه ما نسبت به این جهان چه هست؟ یک‌وقت دیدگاه ما نسبت به جهان صرفاً مادی است، این‌که می‌بینیم این‌که هست، ذره، پیکوگرم تا متاگلاکسی و این‌همه کهکشان‌های بزرگ، این‌ها را ما می‌توانیم ببینیم با چشم مسلح، غیرمسلح، میکروسکوپ، تلسکوپ که احساس کنیم جهان این است و بیشتر از این نیست؛ اما در اصل جهان‌های دیگری هست، این‌که ما می‌بینیم صور آشکار است، آنکه در اصل است، صور پنهان این هستی است. مولانا هفتصد، هشتصد سال پیش بی‌خود نگفته است که: کاشکی هستی، زبانی داشتی تا ز هستان پرده‌ها برداشتی، اگر هستی زبان داشت، می‌گفت که این ابر از کجا آمده، چه مسیری را طی کرده است، به چه منظور آمده و در این مکان به شکل باران یا برف فرود آمده است. این‌ها همه یک حکمتی و یک تفکری پشت آن است که متأسفانه ما قادر به تشخیص این مکانیسم‌ها و معیارها نیستیم. به همین دلیل ما روی جهان ظاهری و صور آشکار داریم فکر می‌کنیم. خیلی به خودمان افتخار می‌کنیم که فلان ابزار الکترونیکی را ساختیم، فلان کار را کردیم، درصورتی‌که تمام این ساخته‌ها و کشفیات در این جهان هست، انشاء الله اگر داروهای درمان سرطان و ایدز کشف شد، خوشحال می‌شویم اما یادمان باشد که تمام این داروها هست، ما درست نکردیم ما فقط باید تلاش کنیم تا پیدایش کنیم.

 اطرافیان و جهان را با چشم باز ببینیم، نه اینکه با چشم بسته و خودبینی، خودخواهی و خودنگری، این جهان خیلی وسیع‌تر از آن است که ما می‌بینیم چه در صور آشکار و چه در صور پنهان. گاهی اوقات ما فکر می‌کنیم که زندگی همین است یک آدمی به دنیا می‌آید بزرگ می‌شود، شغلی و ازدواجی و نوه و نتیجه‌ای و بعد هم از دنیا برود و بعد بگوییم زندگی تمام شد، نه عزیزان؛ مولانا خیلی قشنگ می‌گوید: از جمادی مردم و نامی شدم و از نما مردم به حیوان سر زدم، مردم از حیوانی و انسان شدم، پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم، بار دیگر از فلک پرّان شوم، آنچه اندر وهم ناید آن شوم، پس عدم گردم عدم چون ارغنون، گویدم که انا الیه راجعون. زمانی که ما به ارغنون برسیم، زمانی که ما به آن روح اصلی برسیم آن زمان خداوند ما را مثل جزئی از خودش برمی‌گرداند؛ این مرگ پایان همه‌چیز نیست؛ این یک زندگی دوباره است یک مرحله از زندگی است. خوش به حال آن‌هایی که در این جهان کوچک محدود که دارند زندگی می‌کنند وسیع فکر می‌کنند، به فکر صور پنهان هم هستند به فکر کشف رازهای صور پنهان هستی هستند به فکر دیگران هم هستند و به قول حضرت مولانا، در میان این‌همه غوغا و شرّ، عشق باشد کاهش درد بشر. اگر بتوانیم که درد بشّر را یک‌کمی کم کنیم آن‌وقت می‌شود که گفت شایسته مقام آدمیت هستیم؛ و این را هیچ‌کس برای ما انجام نمی‌دهد الاّ خودمان، من خودم خودم را مصرف‌کننده کردم، من خودم خودم را دچار مشکل کردم، من عامل آن بودم، نباید گردن زمین و آسمان و این‌ها بیندازم، خودمان بودیم و خودمان هم باید سعی در جبران آن داشته باشیم.

یک وقتی در بزرگداشت خانم پروین دولت‌آبادی من خدمت ایشان رسیدم، جمعی بودند و اصرار کردند که صحبت کنم گفتم که خانم پروین دولت‌آبادی من ورزشکار هستم و از هنر سررشته‌ای ندارم اما الآن که قرار است برای بزرگداشت صحبت کنم؛ گاهی اوقات فکر می‌کنم چقدر خوب است که یک ورزشکار هنرمندانه زندگی کند و یک هنرمند پهلوانانه؛ شما هنرمندی هستید که پهلوانانه زندگی کردید. خم شدم و به‌رسم زورخانه پای ایشان را بوسیدم، خاک پای ایشان را بوسیدم. افرادی که اینجا هستند می‌دانند که هرسال دوره جایزه نوبل که می‌شود من انگار داغم تازه می‌شود؛ جهان بشریت چشم ندارد چرا نمی‌آید ببیند که یک بیماری که در کتاب‌های DSM-4 و DSM-5 و این‌ها اعتیاد را به‌عنوان بیماری مرموز، لاعلاج، پیشرونده معرفی کرده‌اند. حالا یک شخصی آمده است گفته که اعتیاد این است، این مکانیسم آن است، این‌طور است که شخص دچار اعتیاد می‌شود این هم روش درمان آن است و باعث نجات خیلی از انسان‌ها در این مملکت شده است. چرا نباید در مورد کار ایشان فکر کرد. دیروز من رفتم دیدن تئاتر پنجره‌ای رو به آسمان که آقای مهندس آن را نوشته‌اند و یک تیم خوب و قشنگی کار کرده‌اند، دخترخانم ایشان هم هماهنگی را انجام می‌دادند، من رفتم به این تئاتر، واقعاً میخکوب شدم، باوجوداینکه خسته از راه دور آمده بودم، تمام آن مدت گریه می‌کردم، چرا؟ چون درد بشّر را، مشکلات را به نمایش گذاشته بود، اینکه ما فقط خیال می‌کنیم علم فقط در کتاب‌ها است، علم فقط نزد ما دکترها هست و بقیه هیچ علمی ندارند و ما باید این علم را به مردم این‌طوری القاء کنیم؛ از بالا و با کلماتی که مردم وقتی گوش می‌کنند می‌گویند متوجه نشدیم چه گفت. چون او سواد نداشته است، یعنی هیچی، اگر سواد داشت می‌فهمید که مخاطبین او چه کسانی هستند، به زبانی صحبت کند که آن‌ها متوجه بشوند. وقتی قرار باشد کسی متوجه نشود یعنی چه علم برای علم و هنر برای هنر یعنی چه؟! و خیلی برای من جالب بود که آقای مهندس تمام این مشکلات، این دردها را، حتی آموزش‌های کنگره را، تمام این‌ها را در قالب مسائل طنز به نمایش گذاشته بودند، ازیک‌طرف می‌خندیدم، از طرف دیگر گریه می‌کردم، من این‌طور بودم ولی به نظر می‌رسید که همه اغلب همین‌طور بودند. مفهوم را که فکر می‌کردیم، ما را گریه می‌آمد که ما در کجای این هستی قرار داریم، چرا به فکر خودمان نیستیم. من به این نتیجه رسیدم که اوج هنر رسیدن پیام آن هنرمند است به تمام مردم و مخاطبین. من که دیروز رفته بودم، با سختی برایم بلیط تهیه کردند چون خیلی شلوغ بود وگرنه باید روی پله‌ها می‌نشستم، من توصیه می‌کنم هرکدام از شما اگر می‌توانید بروید و تماشا کنید، برای اینکه تمام این سی‌دی‌ها، این حرف‌ها، این جلسات را شما می‌توانید در غالب یک ساعت و نیم تئاتر طنز و خنده و این‌ها ببینید و بگیرید، شاید کمکی باشد برای بهبود زندگی‌مان، شاید امیدی باشد برای اینکه ما همه زندگی بهتری داشته باشیم. من دیروز به این نتیجه رسیدم که عشق یعنی، مشکلی آسان کنی، دردی از درمانده‌ای درمان کنی؛ و این عشق را می‌توانید در قالب این تئاتر ببینید. من توصیه می‌کنم هرکه نرفته است برود، دیدنی است. واقعیت در صور پنهان خودمان و در درون خودمان هست و ما آن را کشف نکرده‌ایم، شاید اصلاً جرأت نداریم در مورد آن فکر کنیم، حرف بزنیم، دیوانه شدم ازبس‌که مقاله I.S.I بده، این را بده، انگلیسی باشد، این‌طوری، این کلمه نباشد، خوششان نمی‌آید رد می‌کنند. من دوست دارم که ما ملت ایران به جایگاهی برسیم مخصوصاً با روشD.S.T که خارجی‌ها مجبور بشوند احساس نیاز کنند و به زبان ما گوش بدهند نه اینکه ما همیشه مجبور باشیم چون آن‌ها خودشان را درجایی قرار داده‌اند که فکر می‌کنند هرچه می‌گویند درست است. من دشمنی با کسی ندارم ولی من فکر می‌کنم که ما هم در ایران حرفی برای گفتن داریم در حوزه اعتیاد. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همه شما ممنون هستم.

سلام دوستان دکتر ندا هستم همسفر:

انسان موجودی هست که به‌صورت مختار آفریده شده است و هیچ اجباری درراه زندگی‌اش وجود ندارد. انسان برای اینکه از اختیارش بر سر دوراهی‌های ارزش و ضد ارزش استفاده کند که کدام را انتخاب کند، می‌تواند تفکر و دانش و آگاهی‌اش را پرورش بدهد که بتواند در مسیر ارزش قرار بگیرد. به قول آقای مهندس اگر حتی وارد مسیر ضد ارزش شد هیچ دوراهی‌ای بدون بازگشت نیست. اگر انسانی بر سر این دوراهی، راه اعتیاد را انتخاب کرد می‌تواند تفکر و دانایی‌اش را پرورش دهد و از این مسیر برگردد و به سمت درمان برود. ما می‌دانیم که در مسیر درمان اعتیاد چیزی که مهم است این‌که فرد تصمیم بگیرد که مسئولیت کارهایش را خودش به عهده بگیرد، تماماً خودش را مقصر بداند و خسارت‌هایی را که به خودش و اطرافیان و جامعه وارد کرده قبول کند و در مسیر درمان قرارگرفته و جبران کند. اینکه دکتر حاج رسولی مرتب به نوبل اشاره می‌کنند پیشنهاد می‌کنم که این مطالب آموزشی را شروع به داکیومنت های علمی و منتشر کنیم. ممنون که به حرف‌های من گوش دادید.

سلام دوستان دکتر رضا هستم یک همسفر:

این دستور جلسه من فکر می‌کنم که یکی از اصول کلیدی کنگره است. عملاً ما یک ضرب‌المثلی داریم که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من تا زمانی که انسان ارزش وجودی و گوهر وجودی خودش برایش مشخص نشود، نمی‌تواند قدمی را پیش بگذارد. خداوند در پازل آفرینش یک نقش بی‌بدیلی را برای ما در نظر گرفته از موجودات تک‌سلولی تا اشرف مخلوقات که انسان هست. اگر هرکدام از ما نباشیم پازل آفرینش خالی می‌ماند و هیچ‌کس جز ما نمی‌تواند آن را پر کند اما خیلی از اوقات ما به این نقش خودمان واقف نیستیم یا فکر می‌کنیم دیگران باید دلسوزتر از ما به حال خودمان باشند؛ این درست نیست. اگر چنانچه بتوانیم آن مسئولیتی که باید در قبال خودمان انجام بدهیم و همان‌طور که آقای مهندس در سی دی «ماشین» فرمودند که کالبد جسمی ما هم به‌عنوان یک ماشینی هست که ظرف روح ما است و ما باید آن را به‌عنوان امانت خداوند حفظ کنیم و سلامت نگاه داریم اگر به ارزش آن پی برده و آن را حفظ کردیم بعد می‌توانیم در گام‌های بعدی با تفکر قدم بگذاریم و به آن وادی نهایی که عشق هست برسیم.

جناب مهندس فرمودند:

حتماً میکروفن را به کسانی بدهید که تابه‌حال مشارکت نکرده‌اند، پارتی‌بازی نکنید و همیشه به دوستان خود ندهید. می‌خواهم اینجا همه مشارکت بکنند فقط به تازه واردین ندهید. به هرکسی هم که میکروفن داده می‌شود باید صحبت بکند، مثل وادی سوم، باید دانست، حتی خودش را معرفی کند بگوید که من نمی‌توانم صحبت کنم الآن اضطراب دارم. حتی همین کلمه را هم شده باید بگوید.

سلام دوستان نازی هستم یک همسفر:

ما تا زمانی که متوجه نشویم خودمان می‌توانیم به خودمان کمک کنیم نمی‌توانیم در زندگی‌مان موفق باشیم. اول‌ازهمه باید با اعتماد نفس، با تفکر و اندیشه به حل مشکلات خودمان کمک کنیم. در این سی دی آقای مهندس فرمودند که خودکرده را تدبیر هست و چهارتا راه بیان شد برای حل مشکلات: یکی اینکه مسئولیت‌پذیر باشیم، بتوانیم مسئولیت کاری را که خودمان انجام داده‌ایم را به عهده بگیریم. با تفکر و اندیشه به حل مشکلات خودمان برویم، سختی‌های راه را توجه داشته باشیم و از مشورت دیگران استفاده کنیم و درنهایت این خود ما هستیم که می‌توانیم به نتیجه دلخواه خودمان برسیم.

سلام دوستان محسن هستم مسافر:

در کنگره ما یاد می‌گیریم که مسئولیت کار خودمان را خودمان به عهده بگیریم و یاد یک شعری افتادم که: گوهر خود را هویدا کن؛ کمال اینست و بس، خویش را در خویش پیدا کن؛ کمال اینست و بس، چند می‌گویی سخن از درد و رنج دیگران، خویش را اول مداوا کن؛ کمال اینست و بس. ممنون

سلام دوستان زهره هستم یک همسفر:

ما اشرف مخلوقات هستیم و خداوند از روح خودش در ما دمیده است. خیلی مهم است که ما مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم. در مورد بیماری اعتیاد هم همین است. بیماران اعتیاد خیلی فرافکنی می‌کنند و دوستان، خانواده، جامعه را مسئول مشکل خودشان می‌دانند و تا زمانی که خود را مسئول ندانند نمی‌توانند وارد پروسه درمان شوند. ممنون.

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر:

 وادی سوم تنها وادی است که از کلمه باید استفاده کرده و ما را ملزم به پذیرش اشتباهات خودمان کرده است. ما وقتی مصرف‌کننده بودیم تمام ابعاد اعتیاد برای ما تیره‌وتار بود و هیچ‌چیزی را نمی‌دیدیم. پس ما باید بپذیریم این راه را خودمان اشتباه رفته‌ایم و وقتی پذیرفتیم درصدد پیدا کردن راه درست درمان باشیم. ممنون از وقت مشارکت.

سلام دوستان دکتر سوده هستم یک همسفر:

ما باید بدانیم خود ما بیشتر از افراد دیگر به فکر خودمان هستیم. یکسری از افراد به اعتیاد روی می‌آورند، یکسری از زوجین در زندگی مشترک خودشان به مشکل برخورد می‌کنند، یکسری افراد هستند که وقتی بزرگ می‌شوند می‌بینند نسبت به هم‌سالان خودشان پیشرفت نداشته و درجا زده‌اند و مشکلات خود را به گردن دیگران می‌اندازند، من که معتاد شده‌ام به خاطر دوستان بدی بوده که سر راه من قرار گرفته، به خاطر مشکلات خانوادگی است، به این خاطر است که من در این خانواده متولد شده‌ام و ... یا در مورد درس می‌گویند که پدر و مادر من، شما که عقل داشتید چرا مرا به‌زور وادار به درس خواندن نکردید! یا چرا به من گفتید با فلانی ازدواج کن، می‌خواهند از زیر بار مسئولیت خودش شانه خالی کند برای همین در وادی سوم می‌گوید که انسان باید خودش مسئولیت کار خود را بپذیرد و با سعی و تلاش زندگی خود را بسازد.

سلام دوستان دکتر بهرام هستم یک همسفر:

چیزی که من در آموزه‌های کنگره به آن توجه می‌کنم و برای من مهم است، این یکپارچگی بین آموزه‌های کنگره و آن چیزی است که به‌صورت عملی دارد اتفاق می‌افتد. چه‌کاری دارد صورت می‌گیرد که کنگره موفق شده و این‌همه افراد را جذب کرده که بعد از رهایی می‌مانند و از جان‌ودل خودشان مایه می‌گذارند؛ و ما می‌دانیم در بحث کار، چقدر جذب افرادی که مصرف‌کننده بودند سخت است. یکی از چیزهایی که در آموزه‌های کنگره مطرح می‌شود، بحث تدریجی بودن آن است؛ از وادی اول تا برسد به وادی سوم، به شکل تدریجی دارد در فکر یک مصرف‌کننده تشکیک ایجاد می‌کند، اول بحث تفکر را مطرح می‌کند و بعد اینکه هیچ موجودی بیهوده نیست و در وادی سوم که بحث توجیه و فرار از زیر بار مسئولیت توسط مصرف‌کننده مطرح می‌شود، من فکر می‌کنم دیگر اینجا فرد آمادگی و پذیرش شنیدن این را دارد؛ ابتدا فکر کرده و بعد به او این احساس را داده‌اند که شما بیهوده نیستید و مفید هستید و برای اینکه مفید باشید باید مسئولیت بپذیرید و بدانید برای اینکه به درمان برسید باید انگشت اشاره به سمت خود شما باشد که به سمت مصرف رفتید و خود شما باید تصمیم به رهایی داشته باشید و شما راننده این مسیر هستید و خود شما هستید که باید متابعت بکنید.

در سی دی نیروی دوباره، آقای مهندس به یکی از سؤال‌های بشریت پاسخ می‌دهند و این نظریه را مطرح می‌کنند که انسان آیا همین است که در جهان مادی است و یا اینکه جهان دیگری نیز وجود دارد و فردی که به این موضوع اعتقاد دارد که زندگی فقط همین زندگی مادی نیست سعی می‌کند که موفق‌تر و مؤثرتر عمل کند و یک سری از عملکردهایش را بر اساس آنچه پس از مرگ قرار است اتفاق بیافتد برنامه‌ریزی کند. سپاسگزارم.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر:

یک مصرف‌کننده اگر خیلی بهانه‌جو باشد فکر می‌کند که این اتفاقی که برایش افتاده است به خاطر اشتباه اطرافیان او است و یا فکر می‌کند که خداوند نگاهی به او نداشته است و اگر بخواهد که درمان بشود انتظار دارد که کسانی باشند که دست او را بگیرند که بتواند روی پاهای خود بایستد درصورتی‌که این‌طور نیست باید خودش بخواهد و سختی‌ها را پشت سر بگذارد و سعی در جبران اشتباهات خود بکند. ممنون.

سلام دوستان دکتر جلیل هستم یک همسفر:

در منطقه‌ای که من دارم کار می‌کنم برای دسترسی به مواد پنج دقیقه وقت لازم است. زنگ بزنید، دو دقیقه دیگر درب خانه آماده تحویل است. ما نمی‌توانیم نقش خانواده و جامعه را در پیشگیری انکار کنیم؛ و این است که بار مسئولیت را فرد باید خودش قبول کند ولی جامعه نیز مقصر است.

سلام دوستان مژگان هستم یک همسفر:

آقای مهندس در این سی دی این ضرب‌المثل را بکار می‌برند که: همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم؛ منظور این است که من مسئولیت کار خود را نمی‌پذیرم یعنی اطرافیان شما بیایید کارهای مرا انجام دهید من خودم توانایی انجام آن را ندارم و تا آخر عمر آن را گردن نمی‌گیرم. به خاطر همین می‌گوید ما باید مسئولیت اعمال خود را بپذیریم و این خودش یک توانایی و مهارت است که ما بتوانیم مسئولیت اعمال و رفتار و احساسات خود را بپذیریم. ممنون.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic