تبلیغات
یاس سفید - دلنوشته
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
جمعه 29 شهریور 1398 :: نویسنده : همسفر زیبا       

به نام قدرت مطلق الله

دلنوشته یک مسافر 

 بعد از گذشت آن روزها  اتفاقی برای من افتاد و وقتی چشم باز کردم متوجه شدم که در بیمارستان هستم ، علت را که جویا شدم ؛  فهمیدم به علت ...


 

سلام و درود بر آن مرد بزرگواری که با وجودش مرا از تاریکی به روشنایی دعوت کرد . درود و سپاس بر خانواده‌ی محترمشان و همینطور درود بر راهنمای عزیزم که مرا به راه راست راهنمایی کرد . سپاسگزارم ازخانواده و همسفران عزیزم که در این راه با من همراه و همقدم شدند و در نهایت سپاس می‌گویم بر تنها دوستم و امیدوارم روحش در آرامش ابدی باشد و برای خانواده او از خداوند بزرگ آرزوی سلامتی دارم .

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر

اوایل  بهار 1391 بود که وارد کنگره شدم . علاوه بر مصرف مواد مخدر مانند : تریاک ، شیره و ...  به علت مصرف زیاد قرص های اعصاب حال خیلی بدی داشتم ! تخریب من تقریباً 30 سال بود و در 5 سال آخر ، آدم بسیار بد و حال خرابی بودم به قدری که اگر کسی کار خلافی پیشنهاد می‌داد در برابر آن مقاومت نمی‌کردم . غرور و منیّت بسیاری داشتم و خانواده را اذیّت می‌کردم . بیرون از خانه هم با افراد درگیر می‌شدم و بی نظم بودم و اواخر حتی در خیابان‌ها گم می‌شدم ! در کاسبی هم دچار مشکل شده بودم و بسیار دروغ می‌گفتم ؛ به این خیال که خیلی زرنگ هستم ، اما کم کم کار و کاسبی من هم افت کرد و در خانه ماندم و فکر میکردم ...

برای بیماری‌ام به کمپ و NGOهای دیگر نیز رفته بودم . حتی به زیارتگاه ها می رفتم و فکر می‌کردم مرا شفا می‌دهند و نتیجه می‌گیرم ، اما روز به روز بدتر می‌شدم ! نزد پزشک هم که می‌رفتم مشکل مرا با دادن داروهای اعصاب قوی‌  دو چندان می‌کردند.

یک روز با یکی از دوستانم به مسافرت رفتم و آن روز حال من بسیار خراب بود ، اما به او نگفته بودم مواد مصرف می‌کنم و وقتی از من پرسید چرا بهم ریخته هستی ؟ گفتم ؛ بخاطر قرص‌های اعصابی است که مصرف می‌کنم . در نهایت او با من صحبت کرد و گفت جایی هست که بیماران موادمخدر و قرصی را درمان می‌کند و کنگره را به من معرفی کرد . اوایل به دلیل اینکه خیابان‌ها را گم می‌کردم همراه من به کنگره می‌آمد. آن روزها به دلیل بدهکاری های زیاد و قسط های عقب افتاده بانک جیبم بسیار خالی بود و وسیله‌ی نقلیه‌ای نداشتم و حتی بعضی از روزها کرایه ماشین را قرض می‌کردم . در اولین روز مشاوره به من گفتند : برای درمان خود باید 11 ماه سفر کنی ، آنجا بود که احساس کردم این مکان جایی است که من بدنبال آن بودم . راهنمایم به من گفت : اگر این مسیر را طی کنی  15 سال به عقب برمی گردی و باور این حرف برایم سخت بود ! اما آمدم و بعد از 15 ماه به رهایی رسیدم . آن روزها فهم مطالب بسیار برایم مشکل بود و به علت سواد کمی که داشتم خواندن برایم دشوار بود . بعد از 5 ماه از سفرم و با راهنمایی کمک راهنمایم تصمیمی گرفتم  ؛ به کلاس‌های شبانه رفتم ؛ تا مقطعی درس خواندم و بعد از آن هم در کلاس های طب سنتی شرکت کردم .

اما همه اینها از جایی شروع شد که من به کنگره آمدم و یاد گرفتم که من حسن برای چه چیزی به دنیا آمده‌ام ؟ آیا آمدم که ظلم کنم یا خدمت ؟ آمدم که ساختمان ها را ویران کنم یا آسمان خراش بسازم ؟ ...  یاد گرفتم که باید خدمت کنم به انسان‌ها ، خانواده و جامعه‌ام . سعی می کردم وقتی به کنگره می‌روم خدمت بگیرم ، به کسی کاری نداشته باشم و در حاشیه نباشم . بعد از گذشت آن روزها  اتفاقی برای من افتاد و وقتی چشم باز کردم متوجه شدم که در بیمارستان هستم ، علت را که جویا شدم ؛  فهمیدم به علت تومور مغزی بستری هستم و پروسه این بیماری بعد از دوبار عمل و پرتو درمانی ، دوسال به طول انجامید ؛ اما با آموزش‌هایی که گرفته بودم به ترس اجازه‌ی ورود به درونم ندادم  و با آن مبارزه کردم ، چرا که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست .

خدا را شکر می‌گویم که توانستم این مسیر سبز را ادامه بدهم ، به کنگره بیایم و در کارم نیز تداوم داشته باشم . امروز اگر این مطالب را می‌نویسم برای این نیست که بگویم من چه کسی هستم ؛ بلکه برای این است که به انسان‌هایی که نا امید هستند بگویم  به انسان اختیار و قدرت داده شده که می‌تواند به بلندترین جاها برسد. با تمام مشکلاتی که داشتم وقتی دیدم خداوند به من چه لطف عظیمی کرده و راه کنگره را به من نشان داده به خود او توکل کردم و موفق شدم و صبر و آرامش در کارهایم را از کنگره به ارمغان گرفتم .

دلنوشته به قلم  مسافر حسن ( رهجوی کمک راهنما ، آقای رضا شوشتری )

 تایپ : همسفر منیره
نمایندگی:سهروردی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر