درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : همسفر زیبا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یاس سفید
وب لژیون کمک راهنمای همسفر زیبا
پنجشنبه 28 شهریور 1398 :: نویسنده : همسفر زیبا       
سه روز است که از درگذشت یکی از عزیزانم می‌گذرد، دیروز با دستان خودم او را به خاک سپردم، لحظه‌ای که کفنش را کنار زدم تا صورتش به خاک بخورد چهره‌اش را به‌خوبی دیدم انگار خواب بود ولی این خواب دیگر بیدار شدنی در پی نداشت...



این دوست عزیز انسان بسیار فعال و پر انرژی بود برای هر لحظه‌اش برنامه‌ای خاص داشت چه بسا که در آن لحظه که دچار این سانحه غم‌بار شد برای چند لحظه بعد مشغول برنامه‌ریزی بوده درست مثل الآن من که می‌اندیشم امشب را کجا بروم و برای فردا صبح با چه کسانی ملاقات داشته باشم و یا برنامه‌های بلندمدتی که برای گذران زندگی‌ام در سر دارم.

با اینکه خوب می‌دانم در این دنیا چندی مهمانم و منزل اصلی من مکان دیگریست و هر لحظه امکان دارد که سفرم به پایان برسد ولی گاهی اوقات به‌کلی دچار نسیان عظیمی می‌شوم و جوری رفتار می‌کنم که انگار این دنیا فانیست و من باقی، آه که چه ساده‌لوح می‌شوم آن زمان.

اصولاً وقتی که جایی مسافر هستی طوری رفتار می‌کنی که در شأن مسافر است، مسافر خصیصه‌اش گذشتن است، چیزی برای پایبندی وجود نخواهد داشت، مسافر نیک می‌داند هر آنچه را که به دست می‌آورد بایستی در نهایت بگذارد و بگذرد.
بقول دوستی که می‌گفت:

وقتی به دست نیاوری، از دست هم نمی‌دهی.
نمی‌توانی به دست بیاوری و از دست ندهی.

این غیر ممکن است، خلاف ناموس هستی است. به دست آوردن، از دست دادن را در دل خود دارد، این یک قانون ازلی است.
برای اینکه از دست ندهی، وسوسه‌ی تملّک و تصاحب را از خود دور کن، چیزی را از آنِ خود نکن، به حوزه‌ی منیّت خود در نیاور تا اندوه از دست دادنش را نخوری.

یک سالِک به دنبال تملّک و تصاحب این و آن نیست، برای او چیزها فقط هستند، همین، هیچ احساس تملّکی در کار نیست. زیرا سالِک، نه چیزی را به اسارت می‌گیرد و نه خود به اسارت می‌رود. از منظر او هر چیزی آزاد است، خواه در خدمت او باشند و خواه نباشند. دقیقاً از همین رو است که تمام پدیده‌ها در خدمت اویند، او همه را آزاد می‌کند، او رهاننده است؛ با این حال هر چیزی در خدمت اوست بی آنکه بخواهد، برخوردار می‌شود بی آنکه نقشه‌ای کشیده باشد. یک سالِک همواره “مِن حَیثُ لا یَحتَسِب ” بهره‌مند است، او با دو بال بود و نبود حرکت می‌کند. او روح و روانش را از وسوسه‌ی “داشتن “ خلاص کرده است.

اگر چیزی را از آنِ خود کردی، منتظر باش که روزی از دستش بدهی و می‌دهی و غمگین و محزون خواهی شد. مگذار چیزی به وجودت قفل شود. مگذار روح و جانت وابسته گردد، خوب و بد فرقی ندارند، رواناً رهایشان کن، آنگاه می‌خواهند باشند می‌خواهند نباشند.

اشیاء و اشخاص را اسیر نکن، برایشان دام و تله پهن نکن، مُهرِ تملّک بر آن‌ها نزن، وابسته‌شان نکن، وابسته‌شان نشو، آزادی خدادادشان را نگیر و آنگاه است که تمامی هستی عاشقانه در خدمت تو خواهد بود و در هر عالَمی که باشی تو را یاری خواهد نمود و این کار هستی از سر عشق است و از سر وظیفه نیست.

زیرا تو با همه‌ی پدیده‌ها رابطه‌ای عاشقانه برقرار کرده‌ای.

 کاش نکته را بگیری.

ای دوست، چون عشق دهی، عشق خواهی گرفت، آزادی دهی، آزادی‌خواهی گرفت، رها کنی، رها خواهی شد و چون آگاهی دهی، آگاه‌تر شوی.

این هستی، بسیار هوشمند است. وقتی دست خدا در کار است، دست من و تو دگر دست نیست تا بخواهد چیزی را به دست آورد یا از دست بدهد.

وقتی عمیقاً دریابی که همه چیز در دستان خداست، هر دست دیگری را جز مجازی بیش نخواهی دید. دستت را خالی کن تا خداوند همه جهان‌ها را در آن قرار دهد. “قنوت “ نزد من چنین معنایی دارد.

وقتی که می‌دانی سفری در پیش داری خود را مهیا می‌کنی از بهر سفر، به قوتی، به توشه‌ای، به مرکبی و هر آنچه در آن سفر نیازمندی، حال از خود می‌پرسم من چقدر آماده‌ام...؟


نگارش: کمک راهنما مسافر حجت پورتقی
ثبت مسافر وحید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر